Translate

۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۴, جمعه

ترنسجندر و هویت های جنسیتی متنوع در روانکاوی: یک مرور انتقادی از دیدگاه های گذشته تا امروز

 

ادامه متن ترجمه شده ی هفته ی گذشته:



در مقایسه با هویت ها و تجربیات حاشیه ای و عرضی که

فراتر از دوگانگی های دوگانه ایجاد شده است، روشن می شود.
این هویت ها، مانند هویت های غیر دودویی،  نشان دهنده ماهیت چند وجهی و پیچیده تجربیات جنسیتی است که فراتر از هنجارهای متعارف است. این چالش غالب به عنوان لجن و کثافت درمان هورمونی و جراحی آسیب شناسی هویت جنسیتی خود  به عنوان موثر در کاهش علائم اولیه اختلال نشان داد. تصمیم برای حفظ تشخیص جنسیتی خاص در DSM نتیجه بحث های داغ بود و به چندین ملاحظات مهم، از جمله اطمینان از دسترسی 

به مراقبت، بستگی داشت. در واقع، به شرکت های بیمه بستگی داشت.

و سیستم های مراقبت های بهداشتی اغلب به کدهای تشخیص رسمی برای کنترل پوشش و بازپرداخت تکیه می کنند، بنابراین تشخیص رسمی برای تامین درمان های پزشکی و روانشناختی مورد نیاز 

ضروری است. (Drescher, 2014)

بنابراین ICD-11 با وظیفه دشوار تعادل نیاز به جلوگیری از ننگ ناخواسته افراد TGD با حفظ تشخیص روانپزشکی با نیاز اساسی 

دسته های تشخیصی مواجه شده است

که اجازه دسترسی به مهمتر، اصطلاح "تراجنسی"، خدمات بهداشتی

تخصصی که ممکن است نیاز به گفتمان روانپزشکی و ذاتا آسیب شناسی داشته باشد، به تدریج در گفتمان های معاصر مورد استفاده قرار نمی گیرد. در

(Furlong & Janca, 2022). عین حال، رویکرد مثبت کشش قابل توجهی در میان حرفه های بهداشت روان 

به دست آورده است، نامگذاری های گسترده تر 

مانند دیگری با ایجاد خود به عنوان غالب "ترنس"، "تراجنسی" 

یا "تنوع جنسیتی" ترجیح داده می شود. این اصطلاحات فراتر از تاکید چارچوب در کار بالینی با افراد TGD و توسط استانداردهای فعلی پشتیبانی می شود

ریشه شناسی بر آناتومیکی، فیزیکی، مراقبت و دستورالعمل برای افراد TGD است.و ویژگی های بیولوژیکی، بنابراین شامل افرادی است که به عنوان تراجنسیتی شناسایی می شوند، 

با وجود اینکه مداخلات هورمونی یا جراحی را برای اصلاح بدن برای هماهنگی با جنس مخالف دنبال نمی کنند. در واقع، تصدیق جنسیت خود نه تنها مربوط به اصلاح جنسیت و در نتیجه بدن مادی است، بلکه می تواند بیان جنسیت را همانطور که در تجربه هویت افراد درک می شود، نگران کند. در سال های اخیر، افزایش دید افراد TGD و به رسمیت شناختن 

بر اساس یک دیدگاه غیر پاتولوژیک از تنوع جنسیتی، رویکرد مثبت یک زمینه بالینی امن،  

(American Psychological Association, 2015; Coleman et al., 2022). غیر قضاوتی و محترمانه را فراهم می کند که در آن می توان به افراد در تمام سنین کمک کرد تا هویت جنسیتی منحصر به فرد خود را کشف کنند و به رفاه عاطفی مثبت دست یابند. برای پزشکان بسیار مهم است که درک خود را از جنسیت با درک تنوع جنسیتی به عنوان سالم و هنجاری تنظیم یا پیکربندی مجدد کنند،

نه اینکه تغییرات در هویت جنسیتی یک مسیر از پیش تعیین شده را فرض کنند. 

جامعه علمی را وادار کرد تا مفهوم سازی پیچیده تر و پویاتری از جنسیت را بپذیرد. در رابطه با مدل دودویی سنتی، یک دیدگاه در حال تحول از جنسیت به عنوان طیفی از پتانسیل ها در حال ظهور است، اذعان به تنوع قابل توجهی در میان افراد در مورد هویت جنسیتی، که فرض پیکربندی منحصر به فرد و عجیب و غریب در هر فرد (Bass et al.، 2018؛ Dray et al.، 2020).با انتشار نسخه یازدهم ICD، قلمرو جنسیت و ان در مقابل، رویکردهای اصلاحی یا جبرانی با هدف تغییر

al., 2013).  یا "تصحیح" هویت جنسیتی فرد برای مطابقت با جنسیت اختصاص داده شده در زمان تولد به طور گسترده ای بی اعتبار شده و توسط سازمان های بهداشت حرفه ای به دلیل آسیب بالقوه آنها به افراد TGD غیر اخلاقی برچسب گذاری شده است (اشلی،  2020). در چشم انداز در حال تحول مراقبت های بهداشتی تراجنسیتی برای کودکان و نوجوانان، یک رویکرد بالینی جایگزین شناخته شده به عنوان مدل "انتظار مراقب" در دهه های اخیر ظهور کرده است، همزمان با افزایش قابل توجه عدم انطباق با 

هنجارهای اجتماعی - قطعا جوانان TGD که به دنبال مراقبت های تایید جنسیتی هستند، 

از حوزه روانپزشکی دور می شوند و از دسته دستورات روانی به شرایط مربوط به سلامت جنسی منتقل می شوند.   تحت نام GI (WHO، 2022).

(Kyriakou et al., 2020; Schumer, 2015). این رویکرد، همچنین به عنوان پروتکل هلندی شناخته می شود، بر رویکرد محتاطانه و صبورانه 






به کودکان با مسائل هویت جنسیتی تاکید دارد. این حمایت از بدن اولیه

برای کیس ها برای مداخله نکردن در طول سال های پیش از بلوغ کودک ضروری است و به آنها اجازه می دهد هویت جنسیتی خود را بدون ترویج فعالانه انتقال اجتماعی تا بلوغ کشف کنند.  این رویکرد بر اساس این ایده است که کودکان باید مراحل اولیه بلوغ فیزیکی را تجربه کنند تا هویت جنسیتی معتبر خود را بهتر درک کنند.  اگر هویت جنسیتی کودک تا نوجوانی ادامه یابد، مداخلاتی مانند انتقال اجتماعی، مسدود کننده های بلوغ، هورمون درمانی و جراحی های تایید جنسیت ممکن است در نظر گرفته شود 

(Turban & Ehrensaft; 2018).

 و (3) تعامل پیچیده عناصر رابطه ای شامل نگرش ها و رفتارهای ناخودآگاه، در درجه اول توسط مادر و پس از آن توسط پدر نشان داده شده است. در حالی که بلوغ هویت جنسیتی از طریق مراحل بعدی مانند مرحله فالیک و رویدادهای ادیپی ادامه می یابد، استولر فرض می کند که این مرحله اساسی و غیر درگیری نقش تعیین کننده ای در شکل دادن به یک هسته پایدار دارد که در طول عمر فرد غیر قابل تغییر است.

در اکثر افراد، جنسیت، هویت ژن و نقش جنسیتی سازگار هستند، اما مواردی وجود دارد که آنها متفاوت هستند. همچنین




دیدگاه های روانکاوانه گذشته در مورد تنوع جنسیتی

در مورد آنچه که او "تراجنسی گرایی" نامیده می شود، که اختلاف بین داده های آناتومیک و تجربه ذهنی را ارائه می دهد. استولر،بر حمایت از تراجنسی  زنانه، تمرکز می کند



اثار Robert J. Stoller

علاوه بر مشخص کردن تمایز بین جنسیت بیولوژیک و جنسیت، رابرت جی استولر، روانپزشک و روانکاو آمریکایی مرتبط با کلینیک هویت جنسیتی در indeed ، او پیشنهاد کرد که حالت روانی اصلی "زنانگی اولیه" است،یک فرضیه جایگزین بر خلاف ادعاهای فروید  نه دوجنسگرایی، که توسط هر دو جنس به اشتراک گذاشته شده و با مرحله اولیه رشد جنینی مرتبط است.  این مرحله،  شامل یک رابطه همزیستی مادر و کودک - دانشگاه کالیفرنیا

با اعتبار با ، که در ان شناسایی بنیادی اوردنtransgenderism 

به توجه روانکاوان.محور چارچوب استولر مفهوم "هویت جنسیتی اصلی" است، که در حالی که دختران، هنگامی که از پروسه ها رخ می دهد. این ترکیب همزیستی بیرون می آیند، شناسایی جنسیتی را با مادر حفظ می کنند، پسران این شناسایی ها را به سمت شکل قطب نما هدایت می کنند -

یک حس اولیه و پیش کلامی پدر.  در این دیدگاه، برای اشتیاق تراجنسی بعدی به جنسیت مرد یا زن. 

اعتقاد بر این است که این هسته شکل دهنده  در طول دوره شکل گیری از تولد تا سه سالگی به طور غیر قابل برگشت شکل می گیرد. استولر سه عامل محوری موثر بر این هسته را شناسایی می کند:   (1) اجزای بیولوژیکی و هورمونی؛ ویژگی های فیزیولوژیکی آناتومی دستگاه تناسلی خارجی، برای تعیین جنسیت اولیه توسط متخصصان پزشکی و والدین بسیار مهم است و به عنوان یک مکان حساس جسمی اساسی حضور منفعل مادر مردان، نزدیکی بیش از حد مادر و کودک و یک چهره پدر غایب ممکن است دولت زنانه اولیه را متبلور کند (Vitelli، 2001). برای تعیین جنسیت اولیه توسط متخصصان پزشکی و والدین بسیار مهم است و به عنوان یک مکان حساس جسمی اساسی حضور منفعل مادر بیشتر به این فرایند کمک می کند.استولر تراجنسی گرایی را به 

عنوان یک هویت جنسیتی زنان

ثابت در مردان می بیند که  از یک پویایی پاتولوژیک خانوادگی خاص ناشی می شود که مانع توسعه هویت مردانه می شود.چارچوب تشخیصی استولر ماهیت روانپریشی را حذف کرد، زیرا افراد تراجنسی می توانند آناتومی خود را به طور واقعی ارزیابی کنند، متفاوت از بیماران روان پریشی.در حالی که استولر از مداخلات پزشکی-جراحی برای مردان بسیار "زنانه" حمایت می کرد، او در مورد گسترش تراجنسی به عنوان یک پاسخ دفاعی به شکل شدید اضطراب جدایی که کودک در اوایل با ان مواجه می شود، قبل از تمایز بین خود و شیء، منجر به فانتزی همجوشی همزیستی با مادر می شود (Ovesey & Person، 1973). قابل توجه است، در حالی که آنها آن را "اضطراب جدایی" رفتند، به نظر می رسید دقیق تر اضطراب خود تکه تکه شدن، شبیه به مفهوم وینیکات (1962) از "سقوط" است. 

۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۳, پنجشنبه

واحد های سازنده ی سی بی تی

 آموزش cbt



سی بی تی همانطور که در پست های قبلی گفته شد؛یک رویکرد آموزش محور است و بر اساس توالی مجموعه جلسات پیش میرود.بنابراین در ابتدای هر جلسه ی سی بی تی یک مرور بر جلسه های قبلی میشود که در جلسه ی اول مطلبی برای مرور وجود ندارد اما من اینجا چند مطلب پیشنهاد میکنم:

قبل از اینکه ادامه ی جلسه را پیش ببرید چند لحظه با خود به این سوالات فقط فکر کنید.

به افکار و احساسات خود راجع به شروع جلسه ی اول سی بی تی فکر کنید و به آن توجه کنید.

دوم اینکه سعی کنید افکار و احساساتتان را از یکدیگر جدا کنید و ببینید چقدر درین کار مهارت دارید؟!

و بعد به این فکر کنید که آیا این دو سوال تاثیری در شما داشته یا نه؟

 

طرح دستور جلسه:

مرحله ی دوم در هر جلسه ی سی بی تی،طرح دستور جلسه هست.

یعنی دستور جلسه ای مبنی بر خواسته های مراجع و اهداف درمان برای جلسه چیده میشه و در طول درمان به آنها پرداخته میشه.

طرح دستور جلسه ی ما برای این جلسه آموزشی سی بی تی یک بخش خیلی ساده از سی بی تی و شناخت یکی از پایه ای ترین قسمت های سی بی تی بحساب میاد.

عنوان طرح دستور جلسه ی ما هست:"واحد های سازنده ی سی بی تی:افکار،احساسات،واکنش های بدنی و رفتارها"

یعنی ما در این جلسه حول محور این موضوع یا عنوان صحبت میکنیم و این عنوان رو از سی بی تی توضیح میدیم.

من سعی کردم سی بی تی رو به روش سی بی تی آموزش بدم و فکر میکنم این روش بهترین روش برای یادگیری سی بی تی هست و یک روش کاملا عملی بحساب میاد و حتی میتونیم در این روش تمرین هم داشته باشیم.

طرح دستور جلسه اول:واحد های سازنده ی سی بی تی:"افکار،احساسات،واکنش های بدنی و رفتار"

اگر ناراحت باشیم،احساساتی میشویم.ما اغلب موقعیت را دلیل این امر میدانیم و سرزنش میکنیم.

برای مثال:

مراجعی بنام سارا را در نظر بگیرید در25سالگی درسش تمام شده و به چند جا درخواست کار داده است و وقتی رد درخواست را از اخرین شرکت دریافت میکند تمام شب گریه میکند و فردا هم رزومه اش را ارسال نمیکند و به رواندرمانگرش میگوید افسرده شده.خب طبیعیست که سارا افسرده شده باشد.البته اگر درخواست چهارمش پذیرفته میشد اوضاع طور دیگری بود!

میتوانید مجموعه ی افکار و احساسات و واکنش های بدنی و رفتار سارا را باهم در یک چمدان که همیشه همراه او هستند در نظر بگیریم ما این چمدان را با کمک سارا باز میکنیم و هر کدام را سر جای خودش مینشانیم.

به این مدل؛مدل چهار عاملی میگویند.که از چهار عامل افکار،احساسات،واکنش های بدنی و رفتار ها تشکیل شده است.

این مدل باعث میشود شما درک درست و همه جانبه ای از مشکلات داشته باشید و این بار سنگینی مشکلات را کاهش میدهد از اضطراب ناشی از مشکلات میکاهد.

اگر ما چمدان سارا را درست بچینیم سارا میتواند برای سفر خود وسایلش را درست مرتب کند و وسایل لازم خودش را بردارد و وسایل غیر ضروری را دور بیندازد.

نمونه ی چهار عاملی مثال بالا را در سطور ذیل ذکر کردیم:

·       موقعیت:یک نامه ی حاوی رد درخواست استخدام دیگر.

·       افکار:هیچوقت کار پیدا نمیکنم و یک بازنده ام.

·       احساسات:افسردگی ناامیدی

·       واکنش های بدنی:خستگی،درد معده

·       رفتار:گریه،رزومه ارسال نکردن برای روز بعدی

حالا در نظر بگیرید ما به این مدل چهار عاملی یک مدل پنجم یعنی محیط هم اضافه کنیم و همه این چهار عامل رو در این مدل گنجم جا بدیم که در مدل سارا شد همون موقعیت.

اگر ما این کار را برای سارا انجام دهیم سارا اضطراب و افسردگی کمتری احساس میکند و بار سنگینش سبک تر میشود.

از طرفی در مدل چهار عاملی،تاثیر در هر یک از عوامل بر روی عوامل دیگر کاملا مشهود است:برای مثال:

سارا با انجام مدل چهار عاملی احساس بهتری نسبت به خودش پیدا میکنم و اعتماد به نفس بالاتری دارد.(احساسات)

واکنش بدنی سارا ترشح دوپامین یا همان هورمون لذت و توجه است.(واکنش بدنی)

و در همان لحظه سارا به این فکر میکند که میتواند شانس خود را دوباره امتحان کند (افکار)

و سارا یک جلسه با یک مشاور شغلی میگیرد تا بتواند با ارتقای توانایی ها و رزومه ی خود شغلی مناسب پیدا کند.(رفتار)

 

همانطور که مشاهده کردید در مدل چهار عاملی هر کدام از عوامل از یک دیگر تاثیر میپذیرند و بر یکدیگر تاثیر میگذارند.

موقعیت چیست؟

موقعیت در یک تعریف کوتاه:واقعیت عینی یا اتفاقی است بدون هیچ تفسیر و تعبیری.

برای مثال:دیروز ساعت 5امتحان ریاضی داشتم.

این یک واقعیت است.اما؛دیروز ساعت 5امتحان ریاضی سخت داشتم.

"سخت" یک تعبیر است.

یعنی هرچیزی که توصیف موقعیت باشد تعبیر است.اما هرچیزی که موقعیت عینی را توضیح دهد جزءموقعیت بحساب می آید.

تفاوت افکار و احساسات چیست؟

در مدل چهار عاملی شما باید افکار و احساسات را از یکدیگر جدا کنید.اینکار به ظاهر آسان به نظر میرسد اما در واقع در زبان روزمره ما عموما این دو را اشتباه میگیریم.

برای مثال:وقتی میخواهیم بگوییم او مرا دوست ندارد میگوییم:من حس میکنم او مرا دوست ندارد.

درحالیکه باید گفت:من فکر میکنم او مرا دوست ندارد.

 

بدلیل همین اشتباهات زبانی و کلامی،معمولا جدا کردن احساسات و افکار سخت ترین کار در سی بی تی است.اما برای شروع میتوانید اینطور در نظر بگیرید که احساسات معمولا یک کلمه هستند.مثل:غمگین،خوشحال،خجالت زده،نگران و...ولی افکار معمولا در غالب جمله بیان میشوند.

برای مثال: من فکر میکنم اون میخواد بیاد سمت ما.

افکار خودآیند

به افکاری که در موقعیت های خاص وارد ذهن میشوند افکار خودآیند میگویند.افکار خودآیند خیلی سریع وارد ذهن میشوند و اینطور بنظر میرسد که کمی پایین تر از هوشیاری(ناهشیار)هستند.این افکار هم مانند سایر افکار بر اساس تفسیر ما از موقعیت وارد ذهن ما میشوند.

برای مثل:

خانمی میخواهد به شما نزدیک بشود و از شما آدرس بپرسد.اگر فکر خودآیند شما این باشد که او دزد است،از او فاصله میگیرید و دور میشوید(رفتار)و میترسید(احساسات)و احتمالا بدنتان میلرزد(واکنش های بدنی).اما اگر فکر خود آبند شما این باشد که او یک گردشگر است،به او لبخند میزنید(رفتار)و احساسا اعتماد به نفس میکنید(احساس).

افکار خود آیند معمولا در سطح ناهشیار ذهن قرار دارند و بهمین دلیل در سی بی تی خیلی بررسی نمیشوند زیرا کار سی بی تی به آگاهی آوردن این افکار نیست.

این افکار معمولا در مورد اتفاقات خیلی ساده ی زندگی روی مدهند.افکاری مربوط به خودتان مثل:"من خیلی احمقم" و یا راجه به دیگران مثل:"مادرم خیلی بی ملاحضه است" و یا در مورد گذشته:"من خیلی شرم آورم."

البته افکار خودآیند را میتوان تغییر داد اما این کار وقت گیر و زمان بر است زیرا این افکار خیلی سریع و خودبه خودی هستند و هر فرد تعداد خیلی زیادی ازین افکار دارد که متوجه اکثر آنها نمیشود و بهمین دلیل بررسی کردن آنها زمانی طولانی میطلبد که در جلسات سی بی تی جای نمی گیرد ولی شما میتوانید این افکار را خودتان برای خودتان شناسایی کنید.

تفاوت بین احساسات و واکنش های بدنی

واکنش های بدنی،تغییرات فیزیولوژیک در خود بدن هستند.مثل: (سوزن سوزن شدن،سر شدن،عرق کردن،سوزش معده و..) معمولا احساسات شدید با واکنش های بدنی همراهند که تشخیص و جداکردن این دو از همدیگه کار خیلی سختیه.

برای مثال:اگر مضطرب شوید،احتمالا ضربان قلبتان بالا میرود و عرق میکنید.

یک نکته ی مهم این است که معمولا احساسات وواکنش های بدنی مشابه یکدیگرند.اما شدت تجربه شدنشان با هم متفاوت است.به دلیل همین ارتباط بین واکنش های بدنی و احساسات است که شناخت واکنش های بدنی بسیار مهم و حائز اهمیت است.زیرا اکثر مردم براحتی میتوانند واکنش های بدنی خود را بشناسند اما شناخت احساسات کار سخت تریست که با این وجود با استفاده از مدل چهار عاملی و ارتباط بین واکنش های بدنی و احساسات میتوان شناخت احساسات را به انان اموزش داد.

بعلاوه،میتوانید راجع به واکنش های بدنی خود هم فکر کنید.مثلا وقتی صورتتان قرمز میشود.فقط صورتتان قرمز نشده است و احتمالا شما در ذهنتان خودتان را یک احمق در نظر گرفته اید.

رفتار چیست؟

رفتار را ساده بخواهیم بگوییم همان کاریست که ما انجام میدهیم.

مثل:نشستن،صحبت کردن،سخنرانی و...)ما رفتار را عاملی جدا در نظر گرفتیم تا بتوانیم تاثیر گذاری و تاثیر پذیری آن بر و از عوامل دیگر را در اینده بررسی کنیم.

زیرا رفتار ها در خیلی مواقع باعث میشوند که مشکلات فرد تکرار شود و تشدید پیدا کندو در این زمینه نقشه زیادی دارند و ما باید تاکید را روی رفتاها بگذاریم.

 

انتهای این قسمت که شناخت مدل چهار عاملی در سی بی تی بود و در قسمت های بعدی قراره هر کدوم ازین بخش هارو بطور جداگانه برای شما همراهان و دوستان گرامی توضیح بدیموممنونم از شما که ما از صفحات ما در فضای مجازی حمایت میکنید.

 

۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۰, دوشنبه

آموزش درامد دلاری قسمت اول

 



آموزش درامد دلاری

سلام به همه ی دوستان عزیز امیدوارم حال همتون خوب باشه.همانطور که سابقا قول داده بودم،امروز میخوام پست آموزش درامد دلاری را بگذارم و یک سایت کسب درامد دلاری خیلی ساده را به شما معرفی کنم تا بتوانید به سادگی هرچه تمام تر از آن بدون صرف زمان و هزینه ی زیاد درامد دلاری کسب کنید.در ادامه به بررسی این موارد می پردازیم.

چرا باید کسب درامد دلاری داشته باشم؟

خب باتوجه وضعیت اقتصادی کشور و افزایش روزانه ی نرخ دلار و ارز های خارجی،دلار و هرگونه ارزی خیلی وقته که از حالت کالای مصرفی به یک کالای سرمایه ای تبدیل شده و به نفع شماست که حتی سرمایه گذاری های خودتون رو هم در زمینه ی ارز های خارجی انجام بدید تا ارز داخلی.

اما درامد دلاری چرا برای ما خوبه؟به چند دلیل اول اینکه خب شما کارتون مطمئنا بصورت دورکاری و در منزل هست و نیازی به حضور در مکان خاصی ندارید و این خودش ازادی زمانی و مکانی شما رو بیشتر میکنه و باعث میشه بتونید سبک زندگیتون رو اونطور که میخواید بچینید و پیش ببرید.

دوم اینکه خب با قیمت دلار که همین امروز در تاریخ 8اردیبهشت 1403 تقریبا 67هزارتومنه یعنی شما با ده دلار درامد که خیلی ساده بدست میاد میتونید 670هزار تومن درامد کسب کنید. و خب ما راه های مختلفی رو به شما معرفی میکنیم که بتونید روزانه بالای 50دلار درامد داشته باشید و اینطوری درامد روزانه ی شما تقریبا روزی 3میلیون و 350هزارتومن و ماهانه بعبارتی 90میلیون!

تازه همه اینها درحاتیه که شما واقعا کار زیادی نکنید و خیلی کم وقت بگذارید اگر وقت بیشتر بذارید ممکنه بتونید حتی 2تا 3برابر این پول رو هم در بیارید.




چطور درامد دلاری داشته باشم؟

برای درامد دلاری هم مثل هر کار دیگه یکسری التزامات وجود داره که باید داشته باشید.

خب اولین و ساده ترینش اینه که شما زبان قوی خصوصا در نوشتن و تولید محتوا به انگلیسی داشته باشید و بتونید تولید محتوای خوبی در زبان انگلیسی داشته باشید.اینطوری شما میتونید در سایت های فریلنسری خارجی براحتی پروژه بگیرید و تا ماهانه 4هزار دلار هم درامد داشته باشید.

دومین راه که یکم سخته یادگیری برنامه نویسیه.اگر برنامه نویسی یا طراحی وب بلد باشید و بتونید در سطح حرفه ای انجامش بدید یعنی شما به زبانی مسلطید که یه زبان بین المللیه و همه جای دنیا میتونید کار کنید و ازتون کمک میخوان برای کار هاشون و میتونید یا بصورت پروژه ای و فری لنسری یا دورکاری در شرکت های خارجی استخدام بشید.

حالا اگر تو هیچ کدوم اینقدر ماهر نبودیم چکار کنیم؟

آیا بازم راهی وجود داره؟

آره!هنوزم راهی هست.یکسری سایت ها و نرم افزار های خارجی برای یکسری کارهای تبلیغاتی و تحقیقات بازار به شما جایزه پرداخت میکنند و از شما در ازاش یکسری وظایف میخوان مثل چی؟مثل اینکه مثلا یک بازی موبایل رو تست بکنید یا یک فرم مربوط به یه اپلیکیشن رو پر کنید یا توی یک نظرسنجی شرکت کنید یا یک ویدئوی تبلیغاتی رو نگاه کنید یا یک موسیقی رو در نرم افزار خاصی پلی کنید.

شما با این کارها پول خیلی کمی دریافت میکنید اما به دو دلیل برای ما مفید و قابل استفادست:

یک اینکه چون قیمت دلار بالاست همین پول کم هم برای ما پول زیادی بحساب میاد و میتونه زندگی مارو جابجا کنه.

دو اینکه میشه با انجام دادن چندین کار در چندین سایت مختلف به درامد تقریبا و متوسط نرمالی رسید که تقریبا بجز مهارت زبان در سطح متوسط نیاز به هیچ مهارت دیگه ای نداره.


اسم سایت چیه؟

یکی از این سایت هایی که به شما فرم های نظر سنجی راجع به اپ خا و فروشگاه های مختلف میدن و ازتون میخوان با دقت اونهارو پر کنید،سایتCAPTURA هست.وقتی این سایت رو توی گوگل بزنید براتون میاره و اولین قدم برای شما ثبت نام توی سایته.

بعد وارد مرحلهREVIEWمیشید و یک لیست بزرگ از برند هارو مشاهده میکنید که منتظرند شما انتخابشون کنید و نظرسنجی شروع بشه و شما جایزه ی خودتون رو دریافت کنید.

من این سایت رو بارها چک کردم و کاملا واقعی هست پس با خیال راحت برید توی سایت و مطمئن باشید نتیجه ی کارتون رو بهتون میده. 

نکات شرکت در نظر سنجی

اولین نکته اینه که این سایت براش مهمه که شما واقعی باشید و نظر سنجی شمارو بررسی میکنه کامل و بعد بهتون جواب و جایزه میده.یعنی تقریبا 3الی 4روز کاری طول  میکشه تا جواب نظرسنجی شما بیاد و جایزتون رو بتونید برداشت کنید.

دومین مورد اینه که گاهی سوال ها تکراری هستن و یا شبیه به همن که بخاطر حقیقت سنجی پرسیده میشن پس حواستون باشه تاحد امکان حقیقت رو جواب بدین اما برای ادرس و محل زندگیتون حتما المان رو امتحان کنید.

سوم اینکه یکسری موارد در نظر سنجی پر کردنشون واجبه و یکسری اختیاری.ولی شما اگر میخواید جایزه رو بگیرید باید تمام فرم رو پر کنید و کاری به واجب و اختیاری بودنش نداشته باشید.پس لطفا همه گزینه های سوال شده رو پر کنید بطور کامل تا بهتون امتیاز کامل تعلق بگیره و جواب شمارو بپذیرن در غیر اینصورت جواب شما مورد پذیرش قرار نمیگیره و باید از اول فرم پر کنید.


چطور پولم رو برداشت کنم؟

خب دو دسته افراد داریم یکی افرادی که کسی رو دارند خارج از ایران تا براشون این برداشت رو انجام بدن دوم کسایی مثل من که کسی رو ندارن تا بتونن براشون برداشت بکنن.

وقتی جایزه رو گرفتید اول بذارید برسه به 60 دلار و بعد اگر کسی رو خارج از ایران دارید کشور دوستتون رو بزنید و برداشت رو انجام بدید.

ولی اگر کسی رو ندارید.وقتی 60 دلار پر شد روی گزینه ی برداشت که بزنید.ازتون میخواد کشورتون رو انتخاب کنید در اینجا یک کشور اروپایی مثل المان انتخاب کنید و بعد توی گزینه های برداشت کارت PAYPALL میبینید که کل کار ما با این کارته.


باPAPALچکار کنم؟

برای اینکهPAYPAL ایران رو تحریم کرده ما نمیتونیم استفاده کنیم اما میتونیم از طریق سامانه ایرانی کارت یک کارت PAYPAL مجازی برای خودمون تهیه کنیم که طبق اخرین اخبار من قیمتش 60دلاره و میشه خرید و هرچی که در بازه ی زمانی اول درامد داشتید پول کارت PAYPALL بدید و بقیش رو بعنوان درامد نگه دارید.


ضمنا هزینه ی PAYPAL فقط یکباره اما استفاده ازش چندین بار و از چندین سایت و نرم افزار مختلفه پس حتما تهیه کنید و استفاده کنید چون لازمتون میشه و میتونید باهاش درامد دلاری خیلی خوبی داشته باشید.


اگر این پست بهتون کمک کرد و دوستش داشتید لطفا به دوستانتون و کسایی که براتون مهم بودن هم معرفی کنید.


۱۴۰۳ اردیبهشت ۷, جمعه

اختلال افسردگی اساسی

 اختلال افسردگی به زبان ساده   



                                                                افسردگی که به عنوان اختلال افسردگی اساسی نیز شناخته می

 شود، یک اختلال خلقی است که باعث می شود دائماً احساس غمگینی یا عدم علاقه به زندگی داشته باشید.



بیشتر مردم گاهی اوقات احساس غمگینی یا افسردگی می کنند.


 این یک واکنش طبیعی به از دست دادن یا چالش های زندگی است. 

اما زمانی که غم و اندوه شدید - از جمله احساس درماندگی، ناامیدی و بی ارزشی - برای چندین روز تا هفته ها طول می کشد و شما را از زندگی کردن باز می دارد، ممکن است چیزی فراتر از غم و اندوه ساده باشد. 

ممکن است افسردگی بالینی داشته باشید ، یک وضعیت پزشکی که تقریبا قابل درمان و کنترل است.



انواع افسردگی 


این طبیعی است که هر چند وقت یکبار احساس ناراحتی کنید، اما اگر بیشتر اوقات غمگین هستید و زندگی روزمره شما را تحت تأثیر قرار می دهد، ممکن است افسردگی بالینی داشته باشید. این وضعیتی است که می توانید با دارو، صحبت با یک درمانگر و تغییر در سبک زندگی خود درمان کنید.


انواع مختلفی از افسردگی وجود دارد . رویدادهای زندگی شما باعث برخی از آنها می شود و تغییرات شیمیایی در مغز شما باعث برخی دیگر.


افسردگی شدید


ممکن است بشنوید که پزشک شما این اختلال را "اختلال افسردگی اساسی" می نامد. اگر بیشتر اوقات در بیشتر روزهای هفته احساس افسردگی می کنید، ممکن است به این نوع مبتلا شوید.


علائم و نشانه های اصلی این نوع افسردگی عبارتند از:


_از دست دادن علاقه یا لذت در فعالیت های خود

_کاهش یا افزایش وزن

_مشکل در خوابیدن یا احساس خواب آلودگی در طول روز

_احساس بی قراری و آشفتگی، یا بسیار سست و کند شده از نظر جسمی یا ذهنی

_خسته بودن و بی انرژی بودن

_احساس بی ارزشی یا گناه

_مشکل در تمرکز یا تصمیم گیری

_افکار خودکشی


اگر پنج عدد یا بیشتر از این علائم را در بیشتر روزها به مدت 2 هفته یا مدت زمان بیشتر داشته باشید، ممکن است شما افسردگی اساسی داشته باشید.

 حداقل یکی از علائم باید خلق افسرده یا از دست دادن علاقه به فعالیت باشد.


افسردگی اساسی در افراد مختلف متفاوت به نظر می رسد. بسته به اینکه افسردگی شما چه احساسی در شما ایجاد می کند، می تواند:


پریشانی و اضطراب: احساس بی قراری می کنید. شما در تمرکز مشکل دارید زیرا نگران هستید که ممکن است اتفاق وحشتناکی رخ دهد و احساس می کنید ممکن است کنترل خود را از دست بدهید.


مالیخولیا. شما به شدت احساس غمگینی می کنید و علاقه خود را به فعالیت هایی که قبلاً از آن لذت می بردید از دست می دهید. حتی وقتی اتفاقات خوب می افتد احساس بدی دارید. شما همچنین ممکن است:


_به خصوص صبح ها احساس ضعف کنید

_کاهش وزن

_بد بخوابید

_افکار خودکشی داشته باشید


اگر افسردگی مالیخولیک دارید، ممکن است علائم شما در صبح‌ها که برای اولین بار از خواب بیدار می‌شوید بدتر باشد. در نظر داشته باشید که کسی به شما در انجام اولین کارهای روزانه کمک کند. حتی اگر احساس گرسنگی نمی کنید حتما به طور منظم غذا بخورید.این از فرایند درمان این نوع اختلال است.


_آشفته:

بیشتر اوقات احساس ناراحتی می کنید. همچنین ممکن است:

_زیاد حرف زدن

بدون دلیل حرکت کنید، مانند بی قراری با دستان خود و قدم زدن در اطراف اتاق

_تکانشی عمل کنید




اختلال افسردگی مداوم


اگر افسردگی ای دارید که 2 سال یا بیشتر طول می کشد، به آن اختلال افسردگی مداوم می گویند. این اصطلاح برای توصیف دو وضعیتی که قبلاً به عنوان دیس تایمیا (افسردگی پایدار با درجه پایین) و افسردگی اساسی مزمن شناخته می شد، استفاده می شود.


علائم اصلی عبارتند از:


_تغییر در اشتهای شما (نخوردن به اندازه کافی یا پرخوری)

_خوابیدن زیاد یا کم

_کمبود انرژی، یا خستگی

_عزت نفس پایین

_مشکل در تمرکز یا تصمیم گیری

_احساس ناامیدی



پس در نوع دیس تایمیا این علائم با شدت پایین تر هستند و در دوره ی مزمن با شدت بالا تر که باعث مشکلات عمده در کار و وضعیت زندگی فرد در تمام ابعاد می‌شود.



افسردگی روانپریشی


افراد مبتلا به افسردگی سایکوتیک دارای علائم افسردگی شدید همراه با علائم "روان پریشی" هستند، مانند:


_توهمات (دیدن یا شنیدن چیزهایی که وجود ندارند)

_هذیان (باورهای نادرست)

_پارانویا (به اشتباه تصور می کنید که دیگران می خواهند به شما آسیب برسانند)


ترکیبی از داروهای ضد افسردگی و ضد روان پریشی می تواند افسردگی روان پریشی را درمان کند. 


افسردگی پس از زایمان



زنانی که در هفته‌ها و ماه‌های پس از زایمان دچار افسردگی شدید می‌شوند ممکن است افسردگی پس از زایمان داشته باشند. تقریباً از هر 10 زن، 1 نفر در دوران بارداری افسردگی را تجربه می کند. داروهای ضد افسردگی می توانند به طور مشابه به درمان افسردگی اساسی که با زایمان و بارداری تداخلی ندارد کمک کنند. 


اختلال افسردگی پیش از قاعدگی (PMDD)


زنان مبتلا به PMDD در ابتدای دوره قاعدگی خود افسردگی و سایر علائم را دارند.


علاوه بر احساس افسردگی، ممکن است موارد زیر را نیز داشته باشید:

_نوسانات خلقی

_تحریک پذیری

_اضطراب

_مشکل در تمرکز

_خستگی

_تغییر در اشتها یا عادات خواب

_احساس گنگی و گم شدگی

داروهای ضد افسردگی یا گاهی اوقات داروهای ضد بارداری خوراکی می توانند PMDD را درمان کنند.


افسردگی "موقعیتی"


این یک اصطلاح فنی و پزشکی در روانپزشکی نیست.

 اما زمانی که در مدیریت یک رویداد استرس زا در زندگی خود مشکل دارید، مانند مرگ در خانواده، طلاق یا از دست دادن شغل، می توانید خلق و خوی افسرده داشته باشید. پزشک شما ممکن است این را «سندرم پاسخ به استرس» بنامد.


دلایل اصلی افسردگی:


بسیاری از چیزها می توانند شانس افسردگی را افزایش دهند ، از جمله موارد زیر:


_سو استفاده کردن(abuse)

 آزار جسمی، جنسی یا عاطفی می تواند شما را در آینده در برابر افسردگی آسیب پذیرتر کند.


_سن.

 افراد مسن بیشتر در معرض خطر افسردگی هستند. این می تواند توسط عوامل دیگری بدتر شود، مانند تنها زندگی کردن و نداشتن حمایت اجتماعی.


_داروهای خاص​

 برخی داروها مانند ایزوترتینوئین (برای درمان آکنه )، داروی ضد ویروسی اینترفرون آلفا و کورتیکواستروئیدها می توانند خطر افسردگی را افزایش دهند.


.

مرگ یا از دست دادن.

 غم و اندوه پس از مرگ یا از دست دادن یکی از عزیزان، اگرچه طبیعی است، اما می تواند خطر افسردگی را افزایش دهد.


جنسیت. 

زنان تقریباً دو برابر مردان در معرض ابتلا به افسردگی هستند. هیچ کس مطمئن نیست چرا تغییرات هورمونی که زنان در دوره های مختلف زندگی خود با آن مواجه می شوند ممکن است در این امر نقش داشته باشد.



ژنتیک

 سابقه خانوادگی افسردگی ممکن است این خطر را افزایش دهد. تصور می‌شود که افسردگی یک ویژگی پیچیده است، به این معنی که احتمالاً ژن‌های مختلفی وجود دارد که هر کدام اثرات کوچکی دارند، نه یک ژن که در خطر بیماری نقش دارد. ژنتیک افسردگی، مانند بسیاری از اختلالات روانپزشکی، به اندازه بیماری های ژنتیکی وجود دارد.


رویدادهای مهم

 حتی اتفاقات خوب مانند شروع یک شغل جدید، فارغ التحصیلی یا ازدواج می تواند منجر به افسردگی شود. همینطور جابجایی، از دست دادن شغل یا درآمد، طلاق گرفتن یا بازنشستگی. با این حال، سندرم افسردگی بالینی هرگز فقط یک پاسخ "عادی" به رویدادهای استرس زا زندگی نیست.


سایر مشکلات شخصی مشکلاتی 

مانند انزوای اجتماعی به دلیل سایر بیماری های روانی یا طرد شدن از خانواده یا گروه اجتماعی می تواند در خطر ابتلا به افسردگی بالینی نقش داشته باشد.


بیماری های جدی

 گاهی اوقات، افسردگی همراه با یک بیماری بزرگ رخ می دهد یا ممکن است توسط یک بیماری دیگر ایجاد شود.



نظریه روانکاوی و افسردگی

 افسردگی و پرخاشگری هدایت شده درونی: فروید کاوش معروف خود را در مورد افسردگی و ارتباط آن با پرخاشگری در «سوگ و مالیخولیا» (1917) آغاز کرد. او تصور کرد که در پاسخ به تجربه فقدان، فرد شیء گمشده را به عنوان راهی برای نگه داشتن آن درونی می کند. نتیجه حفظ فقدان دو چیز است: به تسکین غم کمک می کند و هدف جایگزینی برای خصومت نسبت به شی از دست رفته فراهم می کند.



چندین سال بعد، فروید (1930) در تمدن و ملامت های آن، این دیدگاه ها را در زمینه خانواده و جامعه گسترش داد. به عقیده فروید، در نتیجه مجموعه ای درونی از معیارها و ارزش ها که شخص بر اساس آن خود را مورد قضاوت قرار می دهد (یعنی یک سوپرایگو)، افراد ممکن است ناخودآگاه از خصومت یا پرخاشگری خود جلوگیری کنند تا از پیامدهای منفی ابراز بیرونی آن اجتناب کنند.

 بنابراین آنها جایگاه خود را در خانواده یا در مقیاس بزرگتر جامعه حفظ می کنند.

 این فرآیند منجر به خصومت درونی می شود که فرد را مستعد علائم افسردگی می کند. فروید پیشنهاد کرد که ارتباط بین افسردگی و پرخاشگری هدایت‌شده درونی توسط سوپرایگو واسطه می‌شود و تا حدی به دلیل انتظارات فرد از پرخاشگری (که از برداشت‌های منحصربه‌فرد از والدینش نشأت می‌گیرد) و سطح ذاتی پرخاشگری فرد است. 

«آنچه به آن می‌رسد این است که در شکل‌گیری سوپرایگو، و ظهور یک وجدان، عوامل اساسی ذاتی و تأثیرات محیط واقعی به صورت ترکیبی عمل می‌کنند» ( فروید 1930 ، ص 92).


دیدگاه های روانکاوانه بیشتر از دیدگاه فروید در مورد افسردگی و ارتباط آن با پرخاشگری توسط نظریه پردازان متعددی توضیح داده شده و اصلاح شده است. مشارکت‌های انتقادی آبراهام در نظریه افسردگی (1911)، اگرچه موقتی بود، اما در واقع پیش از «صبح و مالیخولیا» بود ( فروید 1917 ).

 ابراهام افراد افسرده را به عنوان افرادی می‌نگریست که از دستان یکی از عزیزانشان دچار سرخوردگی عظیمی شده‌اند و بنابراین ناخودآگاه مشتاق نابود کردن موضوع محبت هستند. 

این دیدگاه به عنوان پایه ای برای نظریه پردازان بعدی عمل کرد که پیشنهاد کردند که عشق و نفرت شدید نسبت به یک موضوع منجر به احساس گناه می شود که منجر به سرزنش خود، نیاز به تنبیه، الزام به محافظت از فرد مورد علاقه در برابر انگیزه های مخرب و ... 

سرانجام، افسردگی آزاردهنده ( کلین 1940 ؛ وینیکات 1950 ؛ بیبرینگ 1953 ؛ بولبی 1960 ؛ بلات 1974 ).

در مدل افسردگی بیبرینگ (1953) ، علائم افسردگی ناشی از آرزوهای ناامیدانه و تجربه درماندگی است. به گفته بیبرینگ، ناتوانی فرد در برآورده کردن آرزوهایش برای دوست داشته شدن، دوست داشتن، امن بودن و خوب بودن، به جای اینکه شایسته عشق نباشد، ناامن، پرخاشگر و مخرب باشد، منجر به افسردگی می شود. 

از نظر بولبی (1960) ، جدایی از مادر باعث ایجاد نفرت قدرتمند و غیرقابل تحمل در کودک می شود. این نفرت غیرقابل کنترل و غیرقابل قبول رانده می شود و به سوی دیگران و خود منتقل می شود.


بلات (1974) با تکیه بر حساسیت اولیه فروید به ریشه های رشدی افسردگی، بین افسردگی «آنالیتیک» و «درون فکری» تمایز قائل شد. افسردگی آنالیتیک با اشتیاق شدید برای نزدیکی و ترس مکمل از رها شدن مشخص می شود. افسردگی درونگرا یا خودانتقادی به طور قابل توجهی متفاوت است زیرا درد با احساس گناه قوی، حقارت، احساس بی ارزشی و پرخاشگری هدایت شده درونی مرتبط است.


اخیراً، برنر (1991) و میلرود (1988) دیدگاه‌های متفاوتی از افسردگی ارائه کرده‌اند. نظریه برنر بر این مفهوم استوار است که افسردگی یک عاطفه یا ویژگی شخصیتی است که در همه افراد وجود دارد. 

او این نظریه را مطرح می‌کند که نشانه‌های افسردگی به‌جای علت‌شناسی یا منشأ تعارض، از ساختار دفاعی و بر تنظیم تأثیر می‌گذارند. در واقع، او استدلال می کند که پرخاشگری با جهت گیری درونی دلیل افسردگی نیست، بلکه یک پاسخ دفاعی احتمالی است، همانطور که علائم افسردگی، به عاطفه افسردگی است.

 در مقابل، میلرود استدلال می‌کند که افسردگی یک عاطفه نیست، بلکه یک حالت خلقی یا حالت موقتی نفس است. به گفته میلرود، علائم افسردگی دفاعی نیستند. در عوض، او پیشنهاد می کند که همه علائم افسردگی ناشی از خشم معطوف به خود در نتیجه از دست دادن است.


افسردگی، پرخاشگری هدایت شده درونی، و تحقیقات روانکاوی فرآیند تبدیل پرخاشگری به درون ناخودآگاه است و بنابراین نمی توان مستقیماً اندازه گیری کرد. 

با این حال، ممکن است در رفتارها یا ادراکات قابل مشاهده آشکار شود. به عنوان مثال، فردی را در نظر بگیرید که در یک رستوران توسط یک پیشخدمت رفتار بی ادبانه ای با او می شود، اما برای دفاع از خود شکایت، مشاجره یا کاری انجام نمی دهد. این شخص ممکن است احساس ناراحتی و یا حتی عصبانیت کند، اما بینش کمی نسبت به بی عملی یا بازداری خود دارد. با این حال، به گفته فروید، این شخص ممکن است خود را تنبیه کند، یا پرخاشگری خود را به سمت درون برگرداند.


در حالی که محتوای ناخودآگاه به راحتی قابل استفاده نیست، از رفتارهای قابل مشاهده فرد می توان برای استنباط برخی از کشمکش ها و درگیری هایی که ناخودآگاه را القا می کند استفاده کرد. بنابراین، مطالعه تظاهرات آگاهانه و قابل اندازه‌گیری پرخاشگری می‌تواند منبع غنی از داده‌ها باشد که منجر به درک تجربی ارتباط بین پرخاشگری هدایت‌شده درونی و علائم افسردگی می‌شود و می‌تواند آزمونی آموزنده از نظریه افسردگی فروید ارائه کند.


برخی از مطالعات قبلاً پیوند پیشنهادی فروید را بین پرخاشگری هدایت‌شده درونی و علائم افسردگی در نظر گرفته‌اند. یکی از این مطالعات نشان داد که با بهبود علائم، بیماران افسرده کمتر از خود انتقادی می کنند و پرخاشگری خود را کمتر نشان می دهند ( Mayo 1967 ). به طور مشابه، بلکبرن (1974) نشان داد که بیمارانی که علائم افسردگی آنها بهبود یافته است، نسبت به افرادی که هیچ تسکینی را تجربه نکرده بودند، خصومت کمتری به درون آنها هدایت می کند، اگرچه پرخاشگری با هدایت بیرونی برای هر دو گروه یکسان بود. مطالعه دیگری نشان داد که افراد مستعد افسردگی نسبت به افراد سالم، سطح بالاتری از پرخاشگری با جهت گیری درونی و سطح پایین تری از پرخاشگری با جهت گیری بیرونی را نشان دادند ( پریس و همکاران 1984 ).


به طور کلی، تئوری ها و تحقیقات روانکاوی از ارتباط بین پرخاشگری و علائم افسردگی حمایت می کنند. با این حال، تعداد کمی از مطالعات، میزان ارتباط بین تمایلات پرخاشگرانه و علائم افسردگی را با عوامل ژنتیکی و تجربی توضیح داده‌اند یا توانسته‌اند استنباط کنند. همانطور که در بالا ذکر شد، فروید پیشنهاد کرد که منشأ بیولوژیکی و تجربی پرخاشگری و ارتباط آن با افسردگی وجود دارد. بنابراین، اگر نظریه فروید درست باشد، ارتباط بین پرخاشگری هدایت‌شده درونی و نشانه‌های افسردگی باید تا حدی توسط عوامل ژنتیکی و تجربی توضیح داده شود. به عبارت دیگر، همان عوامل ژنتیکی و تجربی که تنوع در پرخاشگری را توضیح می‌دهند، باید تا حدی تغییرات علائم افسردگی را در یک جمعیت توضیح دهند. بازنگری و آزمایش، در چارچوب BG، دیدگاه فروید مبنی بر اینکه این ارتباط هم تحت تأثیر تجربیات منحصر به فرد محیط و هم از ژنتیک است، نقطه شروع مفیدی است که از آنجا می‌توان تفاوت‌های نظری مختلف را با هم آشتی داد.



منابع:

_https://www.webmd.com/depression/what-is-depression

_https://www.webmd.com/depression/depression-types

_https://www.webmd.com/depression/causes-depression

_https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC3766738/




شعر "شاعرانه ای خسته"

  شاعرانه ای خسته در تلاطم امواج بی انتهای معصوم و من این عدم را از چشمان گریان شب خواندم و من این عدم را از زیبایی گل ها دانستم و از هیاهوی...