من در اوج نفرت
من در اوج ظلمت
اما...
اما تو
اما تودراوج شکوه
من در قعر مرداب گناه
تودر بزرگی در صلابت
من در آتش خودم می سوزم
تو نهالی تو می رویی
تو سبز می شوی
وسبز
می سوزم
خاکستر می شوم
وخاکستر
من در ته چاه تاریکی ناامیدی
تودر رویش زیبای امید
دستانم را رها کن
من باید بروم
جای من در ته دره ی نابودی است
دستانم را رهاکن
برو
برو بسوی بودن
به سوی روییدن
رشد کردن
سبز شدن
وزیبا شدن
جایگاه من در آن تاریکی
در آن تاریکی افسون شده
پیوند زده شده
دستانم را رها کن
برو
۱۳۹۱
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر