Translate

۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۶, یکشنبه

من هیچم

من به این اوراق کهن می اندیشم 
به اسرار میان حروف 
به پژواک طعم فراموشی آن لحظه ی مقدس با عطر بلوط و نارگیل تزئین شده
من از جاده ی میان نیستی و پوچی امده ام
من راز نُت های پنهان پیانو های خاک خورده را میدانم
و از دل اعداد ناشناخته ی دفتر ریاضی های اول دبستانی ها امده ام
آه 
باد می اید 
و من ب عمق تاریخ می اندیشم 
به همانجا که یک شب شعر خودکشی کرد
و تاریخ از درون یخ زد 
و خورشید برای همیشه بار سفر بست...

~مانا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

شعر "شاعرانه ای خسته"

  شاعرانه ای خسته در تلاطم امواج بی انتهای معصوم و من این عدم را از چشمان گریان شب خواندم و من این عدم را از زیبایی گل ها دانستم و از هیاهوی...