Translate

۱۴۰۳ خرداد ۱۱, جمعه

سلامت روان و بی قراری

#سلامت_روان و بی قراری


خیلی از ماها در طول شبانه روز احساس بی قراری میکنیم.بی قراری در قسمت هایی از بدن که گاهی اوقات حتی نمیتونیم جلوش رو بگیریم و در زندگی روزمره باعث اخلال میشه و اذیت کننده میشه.

مثلا بی قراری در پاها بی قراری در دستان بی قراری در پلک ها و خیلی دیگه از انواع بی قراری ها که ممکنه تمرکز شمارو بطور کامل ازتون بگیره و اجازه نده شما بتونید درست به زندگی حرفه ای تون برسید.

اما خب راهکار مقابله با این بی قراری ها چیه؟

اوین راهکار شناخت بی قراری هست.

من با مثال بی قراری پاها پیش میرم.سمیرا بی قراری در پاهارو همیشه داره اولین کاری که باید انجام بده اینه که این بی قراری رو بشناسه و درست درکش بکنه.

چرا؟چون ممکنه این یک بی قراری نباشه بلکه یک نوعی از اضطراب باشه.

سمیرا میاد یه مدت کوتاه جلوی حرکات پاهاش رو میگیره و میبینه تمرکزش برمیگرده و متوجه میشه که این یک نوع از بی قراری در عضلات پاها هست نه نوعی از اضطراب بدنی.

حالا کاری که باید سمیرا انجام بده اینه که این بی قراری رو بشناسه و بتونه باهاش روبرو بشه.

من بهش میگم باید باهاش مواجه بشی و برای مواجه شدن سعی کن تصورش کنی.

سمیرا سعی میکنه تمرکز کنه روی نقطه هایی از بدنش که بی قراری دارن و تصورشون میکنه بعنوان یکسری پشه ی مزاحم که میان روی پاهاش و اذیتش میکنن و بعد حالا که تونست تصورشون کنه و درست لمس کنه محل های بی قراری رو.سمیرا میتونه هروقت نه بی قراری اومد سراغش سریع پشه هارو بزنه کنار و دوباره برگرده به کار.


این تکنیک روی شما جواب میده اما چرا؟چون ذهن فریب میخوره و فکر میکنه واقعا همینه کافیه شما فریبش بدی و بهش یک برداشت دیگه از بیرون بدی یک واقعیت وارونه از جهان بیرون به مغزتون بدید و بعد مغزتون خود به خود کارش رو انجام میده بهمین سادگی.


درین پست سلامت روان ما یادگرفتیم چطور میتونیم مقابله بکنیم با بی قراری های بدنی.


@maddgirlnotes 

فریلنسری

 فریلنسر بودن برای افرادی که دراقلیت هستند بهترین شغل موجود بشمار میاد.

بدلیل اینکه تمام آنچیزی که باعث تبعیض بین نیروهای کاری میشه در فریلنسری حذف میشه از جمعه موقعیت جغرافیایی:

اکثر شرکت ها در شهر های بزرگ و کلان شهر ها هستند و وقتی کار بصورت کاملا دورکاری انجام بشود دیگر مهم نیست که شما در روستایی دورافتاده در نزدیک مرز هستید یا در بالاترین نقطه ی تهران،همه بر اساس توانایی هایشان تقسیم می‌شوند.

شرایط زمانی:زمان کار ها دست خود فرد است و بنابراین برای افرادی که محدودیت های زمانی دارند یا عادت های متفاوت خواب و بیداری دارند،این شرایط کار کردن بصورت فریلنسری بسیار مناسب میباشد.

برابری در شرایط اولیه:شما با هر جنسیت و نژاد و ملیت و قومیتی بدون هیچگونه محدودیتی میتونید در فضای مجازی و زمان و مکانی که خودتون تعیین میکنید کار کنید و با توجه به سطح مهارتی خودتون درامد داشته باشید و نگران تبعیض ها نباشید.


در اصل فریلنسری بدلیل اینکه کاملا پروژه محور و دورکاری هست؛تبعیض ها از بین میره و افراد با توجه به توانایی های خودشون انتخاب می‌شوند نه بر اساس موقعیت جغرافیای محل زندگی،وضعیت مالی،جنسیت،نژاد،طبقه،ملیت و قومیت و غیره!


#فریلنسری #فری_لنسری 


@maddgirlnotes

نورو روانکاوی قسمت اول

 تاریخچه ی نورو روانکاوی:



نورو روانکاوی، به عنوان یک رویکرد درمانی عمیق و پیچیده، ریشه در تاریخ طولانی و پرفراز و نشیب دارد. این شاخه از روانشناسی، با تلفیق دانش و بینش های مختلف علمی، به بررسی تعاملات پیچیده بین مغز، ذهن و رفتار انسان می پردازد و در طول زمان، توسط نظریه پردازان برجسته ای شکل گرفته و تکامل یافته است.


آغاز نورو روانکاوی:


ریشه های اولیه: ایده ی ارتباط بین ذهن و بدن به دوران باستان باز می گردد. فیلسوفان یونانی مانند افلاطون و ارسطو به بررسی ماهیت ذهن و نقش آن در رفتار انسان پرداختند.

نقش هیپنوتیزم: در اواخر قرن هجدهم، مِسمِر، پزشک اتریشی، از هیپنوتیزم برای بررسی ناخودآگاه و درمان اختلالات روانی استفاده کرد.

کارهای ژان مارتن شارکو: در قرن نوزدهم، شارکو، پزشک فرانسوی، از هیپنوتیزم برای مطالعه ی هیستری و سایر اختلالات عصبی استفاده کرد. او معتقد بود که ریشه ی بسیاری از اختلالات روانی در تجربیات ناخودآگاه نهفته است.


تولد نورو روانکاوی:


زیگموند فروید: در اواخر قرن نوزدهم، فروید، پزشک اتریشی، با تلفیق کارهای شارکو و سایر نظریه پردازان، نظریه ی روانکاوی را پایه گذاری کرد. او بر اهمیت ناخودآگاه، تعارضات درونی و تجربیات دوران کودکی در شکل گیری شخصیت و رفتار انسان تأکید کرد.

مراحل اولیه: فروید با استفاده از روش های درمانی مانند تحلیل رویا، تفسیر آزاد و انتقال، به بررسی و درمان اختلالات روانی پرداخت.

نظریه های فروید: فروید مفاهیمی مانند غریزه ی مرگ و زندگی، ساختار شخصیت (نهاد، من، ابرمن)، مراحل رشد روانی-جنسی و مکانیسم های دفاعی را معرفی کرد.


توسعه ی نورو روانکاوی:


کارل یونگ: یونگ، یکی از شاگردان فروید، بعدها از او جدا شد و نظریه ی روانشناسی تحلیلی خود را ارائه کرد. او بر اهمیت ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها در شکل گیری شخصیت و رفتار انسان تأکید کرد.

مِلانِی کلاین: کلاین، روانکاو اتریشی-انگلیسی، بر اهمیت روابط اولیه و اشیاء انتقال در شکل گیری شخصیت و رفتار کودک تأکید کرد.

اریک اریکسون: اریکسون، روانشناس آلمانی-آمریکایی، نظریه ی هشت مرحله ی رشد روانی-اجتماعی را ارائه کرد که بر اهمیت روابط اجتماعی و چالش های هویتی در طول زندگی انسان تأکید دارد.


کارهای نظریه پردازان دیگر: 

نظریه پردازان دیگری مانند آنا فروید، دونالد وینیکات، ژاک لکان، هاینز کوهوت و کارن هورنای نیز به توسعه ی نورو روانکاوی و ارائه ی دیدگاه های جدید در این زمینه کمک کردند.


نورو روانکاوی در دنیای امروز:


رویکردهای معاصر: در حال حاضر، رویکردهای مختلفی از نورو روانکاوی وجود دارد که بر جنبه های مختلف نظریه ی فروید و نظریه پردازان بعدی تأکید دارند.

کاربردهای نورو روانکاوی: نورو روانکاوی در درمان طیف گسترده ای از مشکلات روانی، از جمله اضطراب، افسردگی، اختلالات شخصیت و تروما استفاده می شود.

نقدها و چالش ها: نورو روانکاوی به دلیل تمرکز بر تجربیات گذشته و ناخودآگاه مورد انتقاد قرار گرفته است. همچنین، برخی از جنبه های این رویکرد درمانی، مانند تفسیر رویاها، از نظر علمی مورد بحث هستند.


رویکردهای نورو روانکاوی:


روانکاوی کلاسیک: تمرکز بر نظریه ی فروید و روش های درمانی سنتی مانند تحلیل رویا و تفسیر آزاد.

روانکاوی روابطی: تمرکز بر روابط بین فردی و نقش آنها در شکل گیری شخصیت و رفتار.

روانکاوی خود: تمرکز بر نقش خود و عزت نفس در تجربه ی انسانی.

روانکاوی شناختی: تلفیق نظریه ی روانکاوی با روانشناسی شناختی برای درک و درمان مشکلات

ادامه ی تاریخچه ی نورو روانکاوی و رویکردهای آن



رویکردهای نورو روانکاوی (ادامه):

روانکاوی عصبی: بررسی تعامل بین فرآیندهای عصبی و روانشناختی در زمینه ی نظریه ی روانکاوی.

روانکاوی فرهنگی: بررسی تأثیر فرهنگ و هویت اجتماعی بر تجربه ی انسانی از دیدگاه روانکاوی.

روانکاوی فمینیستی: نقد نظریه ی روانکاوی سنتی از منظر جنسیت و نقش های اجتماعی.

روانکاوی اگزیستانسیل: تأکید بر آزادی، انتخاب و مسئولیت فرد در تجربه ی انسانی از دیدگاه روانکاوی.

نظریه پردازان برجسته ی نورو روانکاوی:

زیگموند فروید: بنیانگذار روانکاوی، نظریه ی ساختار شخصیت، مراحل رشد روانی-جنسی، مکانیسم های دفاعی و تحلیل رویا را ارائه کرد.

کارل یونگ: نظریه ی روانشناسی تحلیلی، ناخودآگاه جمعی، کهن الگوها و فرایند فردیت را معرفی کرد.

مِلانِی کلاین: نظریه ی روابط ابجکت، اهمیت روابط اولیه و نقش مادر در شکل گیری شخصیت کودک را تأکید کرد.

اریک اریکسون: نظریه ی هشت مرحله ی رشد روانی-اجتماعی، اهمیت روابط اجتماعی و چالش های هویتی در طول زندگی انسان را ارائه کرد.

آنا فروید: دختر زیگموند فروید، نظریه ی دفاع های روانی و نقش اگو در رشد کودک را گسترش داد.

دونالد وینیکات: نظریه ی روابط شیء، اهمیت محیط اولیه و نقش مادر در شکل گیری عزت نفس و حس خود را تأکید کرد.

ژاک لکان: نظریه ی آینه ای، اهمیت زبان و ساختار نمادین در شکل گیری هویت را ارائه کرد.

هاینز کوهوت: نظریه ی خود، نقش روابط اولیه و همدلی در شکل گیری عزت نفس و حس خود را تأکید کرد.

کارن هورنای: نظریه ی اضطراب اساسی، انواع مختلف شخصیت و نیازهای روانی انسان را معرفی کرد.

هاینس هارتمن: نظریه ی خود روانشناسی، بر نقش سازگاری و تعامل بین فرد و محیط در رشد روانی تأکید کرد.

ارنست گلور: نظریه ی تکنیک روانکاوی، بر اهمیت رابطه ی درمانگر و بیمار و استفاده از تکنیک های مختلف درمانی در روانکاوی تأکید کرد.

مارگارت ماهلر: نظریه ی جدایی و انفصال، مراحل جدایی کودک از مادر و شکل گیری حس خود را بررسی کرد.

دونالد اسپنس: نظریه ی narrativa، بر نقش روایت ها و داستان ها در شکل گیری هویت و معنای زندگی انسان تأکید کرد.

نقش نظریه پردازان در نورو روانکاوی:

هر یک از نظریه پردازان برجسته ی نورو روانکاوی، سهم مهمی در درک پیچیدگی های ذهن و رفتار انسان داشته اند. نظریه های آنها به ما کمک می کند تا ریشه ی مشکلات روانی را درک کنیم، الگوهای رفتاری خود را بشناسیم و به سمت سلامت و شادی بیشتر حرکت می‌کند.


روانکاوی کوییر قسمت اول

#روانکاوی_کوییر قسمت اول


روانکاوی کوییر شاخه‌ای از روانکاوی است که بر تجربیات و هویت‌های افراد LGBTQ+ تمرکز دارد. این نوع روانکاوی به دنبال درک عمیق‌تر از چالش‌های منحصر به فردی است که افراد LGBTQ+ با آنها روبرو می‌شوند، مانند تبعیض، همجنس‌گراستیزی و ترنس‌فوبیا. روانکاوی کوییر همچنین به بررسی نحوه شکل‌گیری هویت جنسی و جنسیتی توسط عوامل اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی می‌پردازد.


تاریخچه روانکاوی کوییر:


ریشه‌های روانکاوی کوییر را می‌توان در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم جستجو کرد، زمانی که پیشگامانی مانند سیگبرت کرافت-اوبینگ و ریچارد فون کرافت-اوبینگ به مطالعه روانشناسی "همجنس‌گرایی" پرداختند. با این حال، این مطالعات اولیه اغلب بر اساس تعصبات و دیدگاه‌های منفی نسبت به افراد LGBTQ+ بود.


در دهه‌های 1950 و 1960، روان‌شناسانی مانند هوی کلوور و ایولین ویکتر به چالش کشیدن دیدگاه‌های سنتی در مورد "همجنس‌گرایی" پرداختند و نظریه‌های جدیدی را در مورد هویت جنسی ارائه دادند. این امر به تدریج به ظهور روانکاوی کوییر به عنوان یک حوزه مجزا در روانکاوی منجر شد.


در دهه‌های 1970 و 1980، روانکاوی کوییر تحت تأثیر جنبش‌های فمینیستی و کوئیر قرار گرفت و به بررسی نحوه تلاقی هویت جنسی و جنسیتی با سایر اشکال هویت، مانند نژاد، طبقه اجتماعی و معلولیت پرداخت.


امروزه، روانکاوی کوییر به عنوان یک شاخه تخصصی در روانکاوی شناخته می‌شود و متخصصان متعددی در این زمینه فعالیت می‌کنند. روانکاوی کوییر به ارائه خدمات درمانی مؤثر به افراد LGBTQ+ کمک می‌کند و به درک عمیق‌تر از هویت جنسی و جنسیتی در جامعه کمک می‌کند.


مفاهیم کلیدی در روانکاوی کوییر:


* هویت جنسی و جنسیتی: هویت جنسی به درک فرد از خود به عنوان زن، مرد، دوجنس‌گرا، تراجنسیتی، غیرجنسی یا هر هویت جنسی دیگری اشاره دارد. جنسیت به ویژگی‌های فیزیکی، اجتماعی و فرهنگی‌ای اشاره دارد که به عنوان زن یا مرد طبقه‌بندی می‌شوند.

* تبعیض، همجنس‌گراستیزی و ترنس‌فوبیا: تبعیض به رفتار ناعادلانه با افراد بر اساس هویت جنسی یا جنسیتی آنها اشاره دارد. همجنس‌گراستیزی به نفرت یا تعصب نسبت به افراد همجنس‌گرا اشاره دارد. ترنس‌فوبیا به نفرت یا تعصب نسبت به افراد تراجنسیتی اشاره دارد.

* هویت اقلیت جنسی: هویت اقلیت جنسی به هویت‌هایی اشاره دارد که از هنجارهای غالب هتروسکسوئل و سیس‌جندر منحرف می‌شوند.

* سلامت روان افراد LGBTQ+: افراد LGBTQ+ در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به برخی از مشکلات سلامت روان، مانند اضطراب، افسردگی و سوء مصرف مواد هستند. این امر به دلیل تبعیض، همجنس‌گراستیزی و ترنس‌فوبیا است که با آن روبرو می‌شوند.

* تئوری‌های روانکاوی کوییر: تئوری‌های روانکاوی کوییر به بررسی نحوه شکل‌گیری هویت جنسی و جنسیتی توسط عوامل اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی می‌پردازند. این تئوری‌ها همچنین به بررسی نحوه تأثیر تبعیض، همجنس‌گراستیزی و ترنس‌فوبیا بر سلامت روان افراد LGBTQ+ می‌پردازند.


اهمیت روانکاوی کوییر:


روانکاوی کوییر از جهات مختلف حائز اهمیت است:


* ارائه خدمات درمانی مؤثر به افراد LGBTQ+: روانکاوی کوییر به درک عمیق‌تر از چالش‌های منحصر به فردی که افراد LGBTQ+ با آنها روبرو می‌شوند کمک می‌کند و به روان‌شناسان و متخصصان بهداشت روان اجازه می‌دهد تا خدمات درمانی مؤثرترارائه دهد.


* ترویج درک و پذیرش: روانکاوی کوییر به ترویج درک و پذیرش هویت‌های جنسی و جنسیتی متنوع در جامعه کمک می‌کند. با افزایش آگاهی در مورد چالش‌هایی که افراد LGBTQ+ با آنها روبرو هستند، می‌توان گام‌های مثبتی به سمت ایجاد جامعه‌ای عادلانه و برابر برای همه برداشت.


* به چالش کشیدن هنجارهای جنسیتی: روانکاوی کوییر هنجارهای سنتی جنسیتی را به چالش می‌کشد و به درک سیال بودن هویت جنسی و جنسیتی کمک می‌کند.


* توسعه دانش روانکاوی: روانکاوی کوییر با وارد کردن دیدگاه‌های جدید و انتقادی به حوزه روانکاوی، به توسعه دانش روانکاوی کمک می‌کند.


چالش‌های پیش روی روانکاوی کوییر:


در حالی که روانکاوی کوییر دستاوردهای قابل توجهی داشته است، اما همچنان با چالش‌هایی روبرو است:


* نیاز به آموزش بیشتر: بسیاری از متخصصان بهداشت روان هنوز آموزش کافی در مورد روانکاوی کوییر و نحوه ارائه خدمات مؤثر به افراد LGBTQ+ را ندیده‌اند.

* دسترسی به خدمات درمانی: افراد LGBTQ+ اغلب با موانعی برای دسترسی به خدمات درمانی باکفایت روبرو هستند، به ویژه در مناطق دورافتاده.

* تبعیض سیستمی: تبعیض سیستمی علیه افراد LGBTQ+ همچنان یک چالش اساسی است که بر سلامت روان آنها تأثیر می‌گذارد.

ادامه:


آینده روانکاوی کوییر:


با وجود چالش‌های موجود، روانکاوی کوییر همچنان به رشد و توسعه خود ادامه می‌دهد. در آینده، می‌توان انتظار داشت که:


* آموزش و تخصص در روانکاوی کوییر گسترش یابد.

* دسترسی به خدمات درمانی برای افراد LGBTQ+ بهبود یابد.

* روانکاوی کوییر نقش مهم‌تری در ترویج عدالت اجتماعی برای افراد LGBTQ+ ایفا کند.


روانکاوی کوییر زمینه‌ای پویا و در حال تحول است. با درک بهتر از تجربیات و چالش‌های افراد LGBTQ+، روانکاوی کوییر می‌تواند به ایجاد جامعه‌ای عادلانه‌تر و inclusively [inclusively یعنی جامع و فراگیر] برای همه کمک کند.


بررسی دسته بندی های داروهای ضد افسردگی از دیدگاه روان دارویی:

بررسی دسته بندی های داروهای ضد افسردگی از دیدگاه روان دارویی:


در ادامه ی مطلب قبلی، به بررسی عمیق تر و جامع تر دسته بندی های مختلف داروهای ضد افسردگی، مکانیسم های اثر، کاربردها، مزایا، عوارض جانبی و موارد منع مصرف آنها از دیدگاه روان دارویی می پردازیم:

1. بازدارنده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs):

مکانیسم اثر: SSRI ها با مسدود کردن اختصاصی بازجذب سروتونین در سیناپس های مغزی، سطح این انتقال دهنده عصبی را به طور قابل توجهی افزایش می دهند. سروتونین نقش کلیدی در تنظیم خلق و خو، افکار، رفتار، خواب، اشتها و انگیزه دارد. افزایش سطح سروتونین می تواند به بهبود علائم افسردگی، اضطراب، وسواس فکری-اجباری، اختلال هراس و اختلال خوردن کمک کند.

مزایا:

SSRI ها به طور کلی عوارض جانبی کمتری نسبت به سایر دسته بندی های داروهای ضد افسردگی دارند و معمولاً به خوبی تحمل می شوند.

SSRI ها در درمان طیف گسترده ای از اختلالات خلقی و اضطرابی موثر هستند.

SSRI ها نسبتاً ایمن هستند و خطر سوء مصرف آنها کم است.

عوارض جانبی:

عوارض جانبی شایع SSRI ها شامل تهوع، سردرد، خشکی دهان، بی خوابی و اختلال نعوظ است.

این عوارض جانبی معمولاً خفیف و گذرا هستند و با گذشت زمان یا تنظیم دوز دارو ممکن است از بین بروند.

موارد منع مصرف:

SSRI ها نباید با مهارکننده های مونوآمین اکسیداز (MAOIs) مصرف شوند زیرا می توانند منجر به سندرم سروتونین شوند که یک وضعیت بالقوه خطرناک است.

SSRI ها باید با احتیاط در افراد مبتلا به بیماری کبدی، کلیوی یا گلوکوم استفاده شوند.

نمونه ها:

فلوکستین (پروزاک)

سیتالوپرام (سلکسورا)

پاروکستین (پاکسیل)

سرترالین (زولوفت)

اسциталопрам (Lexapro)

2. بازدارنده های بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین (SNRIs):

مکانیسم اثر: SNRIs علاوه بر سروتونین، بازجذب نوراپی نفرین را نیز در سیناپس های مغزی مسدود می کنند. نوراپی نفرین نقش مهمی در تنظیم انگیزه، تمرکز، سطح انرژی، توجه و هوشیاری دارد. افزایش سطح سروتونین و نوراپی نفرین می تواند به بهبود علائم افسردگی، اضطراب، درد مزمن و اختلال استرسی پس از سانحه (PTSD) کمک کند.

مزایا:

SNRIs ممکن است در مقایسه با SSRI ها در درمان علائمی مانند خستگی، بی انگیزگی و بی تفاوتی موثرتر باشند.

SNRIs ممکن است در درمان درد مزمن و PTSD موثرتر از SSRI ها باشند.

عوارض جانبی:

عوارض جانبی شایع SNRIs شامل تهوع، سردرد، سرگیجه، بی خوابی و افزایش فشار خون است.

این عوارض جانبی معمولاً خفیف و گذرا هستند و با گذشت زمان یا تنظیم دوز دارو ممکن است از بین بروند.

موارد منع مصرف:

SNRIs نباید با MAOIs مصرف شوند و با احتیاط در افراد مبتلا به فشار خون بالا یا گلوکوم استفاده شوند.

نمونه ها:

ونلافاکسین (افکسور)

دولوکستین (سیمبالتا)

3. مهارکننده های مونوآمین اکسیداز (MAOIs):

مکانیسم اثر: MAOIs آنزیم مونوآمین اکسیداز را مهار می کنند که مسئول تجزیه سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین در مغز است. افزایش سطح این انتقال دهنده های عصبی می تواند به طور قابل توجهی به بهبود خلق و خو و علائم افسردگی کمک کند. MAOIs در درمان افسردگی های مقاوم به درمان که به سایر داروها پاسخ نداده اند، موثر هستند.

مزایا:

MAOIs ممکن است در درمان افسردگی های مقاوم به درمان که به سایر داروها پاسخ نداده اند، موثر باشند.

عوارض جانبی: MAOIs عوارض جانبی جدی تری نسبت به سایر دسته بندی های داروهای ضد افسردگی دارند و به دلیل خطر تداخلات دارویی potentially dangerous نیاز به احتیاط بیشتری دارند.

موارد منع مصرف: MAOIs نباید با سایر داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد درد حاوی تریپتوفان، محرک ها و غذاهای پر تیرامین مصرف شوند.

نمونه ها: فنلزین (ناردیل)، ترانیل سیپرومین (پارانات)

ادامه بررسی دسته بندی های داروهای ضد افسردگی از دیدگاه روان دارویی:



4. داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای (TCAs):

مکانیسم اثر: TCAs با مسدود کردن بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین و همچنین با اثرات بر گیرنده های مختلف عصبی در مغز عمل می کنند. این امر منجر به افزایش سطح انتقال دهنده های عصبی و همچنین تغییرات در فعالیت برخی از مدارهای مغزی می شود. TCAs ممکن است در درمان انواع مختلف افسردگی، از جمله افسردگی ملانکولیک، افسردگی همراه با اضطراب و افسردگی همراه با درد موثر باشند.

مزایا:

TCAs ممکن است در درمان انواع مختلف افسردگی، از جمله افسردگی ملانکولیک، افسردگی همراه با اضطراب و افسردگی همراه با درد موثر باشند.

TCAs ممکن است در درمان درد نوروپاتیک موثر باشند.

عوارض جانبی:

TCAs عوارض جانبی متعددی دارند که می توانند شامل خشکی دهان، تاری دید، یبوست، احتباس ادرار، سرگیجه، خواب آلودگی و افزایش وزن باشند.

این عوارض جانبی می توانند شدیدتر از عوارض جانبی SSRI ها و SNRIs باشند.

موارد منع مصرف:

TCAs نباید با MAOIs مصرف شوند زیرا می توانند منجر به سندرم سروتونین شوند که یک وضعیت بالقوه خطرناک است.

TCAs باید با احتیاط در افراد مبتلا به بیماری قلبی، گلوکوم، فشار خون بالا و صرع استفاده شوند.

نمونه ها:

ایمی پرامین (تفرانیل)

کلومیپرامین (آنافرانیل)

آمیتripتیلین (Elavil)

نورتripتیلین (Pamelor)

5. داروهای ضد افسردگی جدیدتر:

مهارکننده های انتخابی بازجذب نوراپی نفرین و دوپامین (SNRIs-DN): بوپروپیون (Wellbutrin)

مهارکننده های بازجذب دوپامین و نوراپی نفرین (NDRI): مورتاگولین (Strattera)

آنتاگونیست های گیرنده بتا-آدرنرژیک: میرتازاپین (Remeron)

ضد افسردگی های گیاهی: سنت جان (Hypericum perforatum)

ملاحظات کلی:

انتخاب داروی ضد افسردگی مناسب به عوامل مختلفی از جمله نوع و شدت افسردگی، سابقه پزشکی، سایر داروهای مصرفی و ترجیحات بیمار بستگی دارد.

مهم است که داروهای ضد افسردگی را طبق دستور پزشک مصرف کنید و در صورت بروز هرگونه عوارض جانبی با پزشک خود مشورت کنید.

ممکن است چند هفته طول بکشد تا داروهای ضد افسردگی شروع به اثر کنند، بنابراین صبور باشید و به مصرف دارو ادامه دهید.

در صورت عدم پاسخگویی به درمان با یک داروی خاص، ممکن است پزشک شما داروی دیگری را تجویز کند یا ترکیبی از داروها را امتحان کند.



شرایط دریافت ویزای دانشجویی M_1

شرایط دریافت ویزای دانشجویی M_1
مقدمه:
ویزای M-1 نوعی ویزای غیرمهاجرتی ایالات متحده است که به اتباع خارجی اجازه می دهد تا در برنامه های آموزشی و حرفه ای غیر آکادمیک در ایالات متحده شرکت کنند. این ویزا برای دانشجویانی که مایل به تحصیل در رشته های فنی و حرفه ای مانند آشپزی، آرایشگری، فناوری اطلاعات، تعمیرات خودرو و غیره هستند، ایده آل است.
شرایط اساسی:
پذیرش در موسسه آموزشی معتبر:
متقاضی باید از یک موسسه آموزشی معتبر در ایالات متحده که برنامه آموزشی یا حرفه ای غیر آکادمیک مورد نظر را ارائه می دهد، پذیرش نامه رسمی دریافت کند.
موسسه آموزشی مورد نظر باید توسط اداره خدمات مهاجرت ایالات متحده (USCIS) مجوز داشته باشد و سابقه ی ارائه ی آموزش های با کیفیت در رشته ی مورد نظر را داشته باشد.
برای اثبات اعتبار موسسه ی آموزشی، متقاضی می تواند مدارک و مستنداتی مانند وب سایت رسمی موسسه، مجوزهای صادر شده توسط USCIS، نظرات دانشجویان قبلی و غیره را ارائه دهد.
تمکن مالی:
متقاضی باید از طریق ارائه مدارک معتبر مانند بورسیه تحصیلی، کمک هزینه تحصیلی، صورت های بانکی، ضمانت نامه بانکی یا سایر اسناد و مدارک، توانایی مالی خود را برای پوشش هزینه های تحصیل، زندگی و سایر مخارج در ایالات متحده به اثبات برساند.
مبلغ مورد نیاز برای اثبات تمکن مالی به نوع برنامه ی آموزشی، محل زندگی و سبک زندگی فرد بستگی دارد. به عنوان مثال، دانشجویانی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند یا در برنامه های پرهزینه تر شرکت می کنند، به طور کلی باید تمکن مالی بیشتری نسبت به دانشجویانی که در شهرهای کوچکتر زندگی می کنند یا در برنامه های ارزان تر شرکت می کنند، نشان دهند.
برخی از مدارک و مستنداتی که می توانند برای اثبات تمکن مالی ارائه شوند عبارتند از:
بورسیه تحصیلی یا کمک هزینه تحصیلی: نامه رسمی از طرف موسسه ی آموزشی که اعطای بورسیه یا کمک هزینه را تأیید می کند.
صورت های بانکی: 6 ماه صورت حساب بانکی اخیر که نشان دهنده ی گردش مالی کافی برای پوشش هزینه های زندگی در ایالات متحده باشد.
ضمانت نامه بانکی: نامه ی رسمی از طرف بانک که ضمانت می کند هزینه های تحصیل و زندگی متقاضی را در ایالات متحده تامین خواهد کرد.
مالکیت دارایی: اسناد و مدارکی که نشان دهنده ی مالکیت دارایی مانند زمین، آپارتمان، خودرو و غیره باشد.
قصد بازگشت به کشور مبدأ:
متقاضی باید به طور متقاعد کننده ای نشان دهد که پس از اتمام تحصیل در ایالات متحده، به کشور مبدأ خود بازخواهد گشت.
این امر می تواند از طریق ارائه مدارک دال بر وجود پیوندهای قوی با کشور مبدأ مانند شغل، خانواده، دارایی یا تعهدات اجتماعی انجام شود.
به عنوان مثال، متقاضی می تواند مدارک و مستنداتی مانند:
قرارداد کاری: قرارداد کاری معتبر در کشور مبدأ که نشان دهنده ی تعهد شغلی متقاضی پس از بازگشت باشد.
مالکیت دارایی در کشور مبدأ: اسناد و مدارکی که نشان دهنده ی مالکیت دارایی مانند زمین، آپارتمان، خودرو و غیره در کشور مبدأ باشد.
ارتباطات خانوادگی: ارائه ی مدارک دال بر وجود وابستگی های خانوادگی مانند همسر، فرزندان، والدین و غیره در کشور مبدأ.
شرایط اضافی:
سن: متقاضی باید حداقل 18 سال سن داشته باشد تا واجد شرایط دریافت ویزای M-1 باشد.
گذرنامه: متقاضی باید گذرنامه معتبر با حداقل شش ماه اعتبار بیشتر از تاریخ سفر برنامه ریزی شده به ایالات متحده داشته باشد.
عکس پاسپورت: ارائه دو عکس پاسپورت سایز 2x2 الزامی است.
پرداخت هزینه ی درخواست: متقاضی باید هزینه ی درخواست ویزای غیرمهاجرتی را که در حال حاضر 160 دلار است، پرداخت کند.

ادامه مراحل درخواست ویزای M-1:


1. تکمیل فرم درخواست ویزای غیرمهاجرتی DS-160:

متقاضی باید فرم درخواست ویزای غیرمهاجرتی DS-160 را به صورت آنلاین به زبان انگلیسی تکمیل و ارسال کند.

در این فرم، متقاضی باید اطلاعات شخصی، تحصیلی، شغلی، سابقه سفر و سایر اطلاعات مرتبط را ارائه دهد.

ارائه اطلاعات دقیق و کامل در این فرم بسیار مهم است، زیرا هرگونه اطلاعات نادرست یا ناقص می تواند منجر به تأخیر در پردازش درخواست یا حتی رد آن شود.

2. پرداخت هزینه ی درخواست:

پس از تکمیل فرم DS-160، متقاضی باید هزینه ی درخواست ویزای غیرمهاجرتی را که در حال حاضر 160 دلار است، به صورت آنلاین پرداخت کند.

پرداخت هزینه ی درخواست فقط از طریق وب سایت رسمی اداره ی امور خارجه ایالات متحده امکان پذیر است.

رسید پرداخت باید برای مصاحبه ی ویزا نگهداری شود.

3. برنامه ریزی برای مصاحبه ی ویزا:

پس از پرداخت هزینه ی درخواست، متقاضی باید برای مصاحبه ی ویزا در سفارت یا کنسولگری ایالات متحده در کشور خود برنامه ریزی کند.

برای تعیین وقت مصاحبه می توان از وب سایت رسمی سفارت یا کنسولگری ایالات متحده استفاده کرد.

در برخی موارد، ممکن است متقاضی برای مصاحبه ی ویزا به سفارت یا کنسولگری ایالات متحده در کشوری دیگر ارجاع داده شود.

4. حضور در مصاحبه ی ویزا:

در روز مصاحبه، متقاضی باید پاسپورت معتبر، فرم DS-160 تکمیل شده، رسید پرداخت هزینه ی درخواست و سایر مدارک مورد نیاز را به همراه خود داشته باشد.

در طول مصاحبه، افسر کنسولی سوالاتی در مورد برنامه های تحصیلی متقاضی در ایالات متحده، تمکن مالی او، قصد بازگشت به کشور مبدأ و سایر موضوعات مرتبط خواهد پرسید.

متقاضی باید به تمام سوالات به طور کامل، صادقانه و دقیق پاسخ دهد.

5. دریافت ویزا:

اگر افسر کنسولی از مصاحبه راضی باشد، ویزای M-1 را به متقاضی اعطا می کند.

ویزا در گذرنامه ی متقاضی درج می شود و تاریخ انقضای آن نشان دهنده ی حداکثر زمانی است که متقاضی می تواند در ایالات متحده بماند.

نکات مهم:

فرآیند درخواست ویزای M-1 ممکن است چندین ماه طول بکشد، بنابراین مهم است که از قبل برنامه ریزی کنید و درخواست خود را زودتر ارسال کنید.

متقاضیان باید تمام مدارک مورد نیاز را جمع آوری و به موقع ارائه دهند.

در طول مصاحبه ی ویزا، صادق و صریح باشید و تمام سوالات را به طور کامل و دقیق پاسخ دهید.

در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر یا راهنمایی، می توانید با وب سایت رسمی سفارت یا کنسولگری ایالات متحده در کشور خود یا با یک وکیل مهاجرت مشورت کنید.




روانکاوی مارکسیستی قسمت اول


تاریخچه ی روانکاوی مارکسیستی قسمت اول



مقدمه:

روانکاوی مارکسیستی، که به عنوان روانشناسی اجتماعی یا روانکاوی انتقادی نیز شناخته می‌شود، شاخه‌ای از روانشناسی است که به بررسی روابط بین ساختارهای اجتماعی، روابط قدرت و فرآیندهای ناخودآگاه ذهن می‌پردازد. این رویکرد بر این باور است که ساختارهای اجتماعی و اقتصادی بر نحوه شکل‌گیری شخصیت، افکار و رفتار افراد تأثیر می‌گذارند.

ریشه‌ها:

ریشه‌های روانکاوی مارکسیستی را می‌توان در آثار کارل مارکس، فیلسوف و اقتصاددان آلمانی، و زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، جستجو کرد. مارکس در تحلیل خود از جامعه سرمایه‌داری، به نقش عوامل اقتصادی و اجتماعی در شکل‌گیری هویت و رفتار انسان توجه کرد. فروید نیز در کاوش خود از ناخودآگاه، به تأثیر تجربیات دوران کودکی و روابط خانوادگی بر شخصیت افراد اشاره کرد.

توسعه:

در اوایل قرن بیستم، متفکران مختلفی تلاش کردند تا ایده‌های مارکس و فروید را با یکدیگر تلفیق کنند. از جمله پیشگامان این رویکرد، ویلهلم رایش، روانکاو اتریشی-آمریکایی، و جورج لوکاچ، فیلسوف مجاری، بودند. رایش در آثار خود به بررسی تأثیر سرکوب جنسی و روابط اقتدارگرایانه بر سلامت روان افراد پرداخت. لوکاچ نیز در کتاب خود "تاریخ و آگاهی طبقاتی" به تحلیل ساختارهای اجتماعی و روانی جامعه سرمایه‌داری از منظر مارکسیستی-فرویدی پرداخت.

مدارس مختلف:

روانکاوی مارکسیستی در طول زمان به شاخه‌های مختلفی تقسیم شده است. برخی از مدارس برجسته این رویکرد عبارتند از:

روانشناسی اجتماعی مارکسیستی: این رویکرد بر بررسی روابط بین ساختارهای اجتماعی، روابط قدرت و فرآیندهای ذهنی افراد تمرکز دارد.

روانکاوی فروید-مارکسیستی: این رویکرد تلاش می‌کند تا مفاهیم روانکاوی فرویدی را با تحلیل مارکسیستی از جامعه ترکیب کند.

روانشناسی فرهنگی-تاریخی: این رویکرد بر بررسی تأثیر تاریخ، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی بر نحوه شکل‌گیری ذهن و رفتار افراد تمرکز دارد.

کاربردها:

روانکاوی مارکسیستی در زمینه‌های مختلفی از جمله روانشناسی، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، مطالعات فرهنگی و تاریخ به کار گرفته شده است. از این رویکرد برای درک پدیده‌هایی مانند:

ناخوشی روانی: روانکاوی مارکسیستی به بررسی ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی ناخوشی روانی می‌پردازد و معتقد است که این مشکلات اغلب ناشی از ساختارهای طبقاتی، روابط قدرت و نابرابری‌های اجتماعی هستند.

جنایت و بزهکاری: روانکاوی مارکسیستی به بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر جرم و جنایت می‌پردازد و معتقد است که فقر، نابرابری و بی‌عدالتی اجتماعی از جمله عوامل مهمی هستند که به جرم و جنایت دامن می‌زنند.

نژادپرستی و تبعیض: روانکاوی مارکسیستی به بررسی ریشه‌های روانشناختی نژادپرستی و تبعیض می‌پردازد و معتقد است که این پدیده‌ها اغلب ناشی از ایدئولوژی‌های نابرابر و ساختارهای قدرت هستند.

نقدها:

روانکاوی مارکسیستی نیز مانند هر رویکرد علمی، مورد نقدهایی قرار گرفته است. برخی از این نقدها عبارتند از:

تعمیم بیش از حد: منتقدان معتقدند که روانکاوی مارکسیستی گاه در تعمیم مفاهیم خود به همه افراد و جوامع زیاده‌روی می‌کند.

نادیده گرفتن نقش فرد: برخی منتقدان معتقدند که روانکاوی مارکسیستی به نقش فرد در شکل‌گیری هویت و رفتار خود توجه کافی نمی‌کند.

تمرکز بر جنبه‌های منفی: منتقدان دیگر معتقدند که روانکاوی مارکسیستی بیش از حد بر جنبه‌های منفی جامعه تمرکز دارد و به جنبه‌های مثبت و خلاقانه آن توجه کافی نمی‌کند.



#روانکاوی_مارکسیستی #روانکاوی 


@maddgirlnotes


چالش‌ها و چشم‌اندازها (ادامه):

روانکاوی مارکسیستی به دلیل ارائه دیدگاهی جامع به انسان و در نظر گرفتن نقش عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در کنار عوامل روانشناختی، همچنان مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان علوم انسانی قرار دارد. برخی از مهم‌ترین چالش‌ها و چشم‌اندازهای پیش روی این رویکرد عبارتند از:

توسعه نظریه: تلاش برای توسعه نظریه روانکاوی مارکسیستی به گونه‌ای که بتواند جنبه‌های فردی و اجتماعی را به طور متوازن در نظر بگیرد.

پژوهش تجربی: نیاز به انجام پژوهش‌های تجربی بیشتر برای اعتبارسنجی فرضیه‌های مطرح شده در روانکاوی مارکسیستی.

کاربرد در دنیای معاصر: تلاش برای به کارگیری این رویکرد برای تحلیل و درک مسائل و مشکلات جوامع معاصر.

روانکاوی مارکسیستی و روانکاوی کودک:

روانکاوی مارکسیستی می‌تواند به درک عمیق‌تر مسائل روانشناختی کودکان نیز کمک کند. از این طریق می‌توان به بررسی تأثیر عوامل اجتماعی-اقتصادی مانند فقر، نابرابری و تبعیض بر رشد عاطفی و روانی کودکان پرداخت. همچنین می‌توان نقش ایدئولوژی‌های حاکم و ساختارهای قدرت در شکل‌گیری شخصیت و هویت کودکان را مورد بررسی قرار داد.

به عنوان مثال، یک روانکاو مارکسیستی کودک ممکن است به بررسی تأثیر فقر بر احساس امنیت و عزت نفس کودکان بپردازد و یا نقش رسانه‌ها و تبلیغات را در شکل‌گیری الگوهای رفتاری و انتظارات کودکان از خود و جامعه تحلیل کند.

نتیجه‌گیری:

روانکاوی مارکسیستی رویکردی انتقادی و پویا در روانشناسی است که به بررسی روابط بین ساختارهای اجتماعی، روابط قدرت و فرآیندهای ناخودآگاه ذهن می‌پردازد. این رویکرد با ارائه دیدگاهی جامع به انسان و در نظر گرفتن نقش عوامل اجتماعی-اقتصادی در کنار عوامل روانشناختی، همچنان به عنوان ابزاری کارآمد برای درک و تحلیل مسائل و مشکلات جوامع معاصر به کار گرفته می‌شود.


روان اسطوره شناسی قسمت اول

روان اسطوره شناسی در نظریات فروید و یونگ:


۱_زیگموند فروید:


فروید هر چند اسطوره شناسی به معانی اخص کلمه نیست، اما توجه او به اسطوره و اسطوره شناسی در مباحث روانکاوی، یکی از مهمترین عوامل رشد و گسترش این رشته تا به امروز بوده است. واضح است که رویکر فروید به اسطوره را باید در علم روان شناسی جستجو کرد. فروید در "تفسیر خواب" و "توتم و تابو" به این مساله می پردازد و در کتاب تفسیر خواب خود، از اسطوره های اودیپ و الکترا در تبیین نظریه خود درباره عقده های جنسی کودک نسبت به والدین می پردازد.«رابطه روانکاوی و اسطوره، این دو حوزه همواره با هم پیوند ویژه ای داشته اند و مسأله فقط به سودمند بودن استفاده از اسطوره های اودیپ و ناسیوس برای نظریه فروید محدود نمی شد. فروید در کتاب تفسیر خواب، در تحلیل اسطوره اودیپ، بر این باور است که اسطوره دریچه ای گشوده شده بر آرزو ها و ترس های سرکوب شده بشر است. البته باید گفت هدف اصلی وی تدوین یک نظریه روانکاوی بر اساس اسطوره شناسی نبود و او در مواردی معدود، تفسیری پرداخته شده از اسطوره به دست می دهد.» (مخبر،1396 : 63-64)


 

2- کارل گوستاو یونگ 

یونگ به توصیه فروید بود که پا به عرصه مطالعات اسطوره شناسی گذاشت که از این رهگذر رشته تازه ولادت یافته ی روانکاوی را پربارتر سازد. اما این مطالعات ذهن یونگ را بیش از آنچه تصور داشت مشغول خود کرد.پیشروی یونگ تا حدی بود که روانکاوی را به رشته ای زیرشاخه اسطوره شناسی بدل کرد. در حالی که فروید عمدتا بیان کشمکش جنسی را اسطوره می پنداشت، یونگ نشانه هایی به سوی معنای قدسی را جستجو می کرد. به عقیده یونگ روان آدمی از سه بخش 1- من 2 – ناخودآگاه فردی 3 – ناخودآگاه جمعی تشکیل می شد که در کنش متقابل با یکدیگر قرار گرفته اند. او از اسطوره در مفهوم کهن الگو در اندیشه روانکاوی خود بهره گرفت.(مخبر،1396 : 78) از نظر وی ناخود آگاه فردی حاوی خاطرات و امیال سرکوب شده اند و ناخود آگاه جمعیست که کهن الگو ها و غرایز را در بر دارند. در نگاه او دو راه اصلی ارتباط با نا خودآگاه جمعی، اسطوره و رویاست.

 

از دیدگاه یونگ، اسطوره نه به دنیای خارجی بلکه به ذهن انسان باز می گردد، در نتیجه قرائت او از اسطوره قرائتی نمادین است. او مدعی است که هر کسی نه تنها با نیازی به دنیا می آید که اسطوره پاسخگوی آن است بلکه با خود اسطوره ها و محتوای آن ها به دنیا می آید. و این کهن الگو ها هستند که تجربه را شکل می دهند و نه به عکس. (Rensma, 2009) کهن الگو ها تیپ های شخصیتی یا رویداد های نمادینی هستند که در اسطوره های متعلق به فرهنگ های مختف به دفعات ظاهر می شوند و رفتار مشابهی دارند.آن ها ذاتی هستند؛ پیش داده های جمعی و نتیجه تکامل بشرند. کهن الگو ها خودشان قابل بازنمایی نیستند و آنچه آن ها را قابل درک می کند دیدن اثراتشان در قالب تصویر ذهنی و اندیشه کهن الگوییست. کمبل درباره کهن الگوهای یونگی می گوید : «کهن الگو در اصل یک مفهوم زیست شناختی و یک (مرکز عصبی- روانی) است که نتیجه تکامل و به عبارت دیگر محصول انتخاب طبیعی است. کهن الگو چیزیست که باعث می شود یک ارگانیسم به شیوه ای بسیار برنامه ریزی شده، به محرک های کلیدی موجود در محیط آن ارگانیسم پاسخ دهد.» (Campbell, 1960:65)



 

شاعر از خواب پرید

شاعر از خواب پرید 

و به سوی پنجره ی روبه آبی ایستاد

و تبسم درخشید 

و خورشید سرود می‌خواند 

و مرغان هوا ترانه ی رهایی و شعر آزادگی سر می‌دادند.

در تلالو نور یک امید پیدا بود

یک امید با عطر درختان بلوط و رز های آبی کناره ی ساحل

و به لبخند سلامی کرد

و شادی پر پروازش را در آغوش نسیم نهاد 

و پنجره همچنان می‌درخشید 

و پنجره همچنان زندان بود

و اتاق همچنان پر از دیوار های خشم و انبوه سکوت

و زمزمه ی موریانه های جمع شده زیر تکه چوب های کهنه و پوسیده ی میز مطالعه

و آه کشیدن شاعری که پشت پنجره ایستاده بود...


~مانا



اختلال وسواس فکری جبری


اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) یک اختلال طولانی مدت است که در آن فرد افکار غیر قابل کنترل و تکرار شونده (وسواس) را تجربه می کند، رفتارهای تکراری (اجبار) یا هر دو را انجام می دهد. افراد مبتلا به OCD علائم زمان بری دارند که می تواند باعث ناراحتی قابل توجه یا تداخل در زندگی روزمره شود. با این حال، درمان برای کمک به افراد در مدیریت علائم و بهبود کیفیت زندگی در دسترس است.


یک اختلال سلامت روانی است که افراد را در هر سنی [1] و طبقات مختلف تحت تاثیر قرار می دهد و زمانی رخ می دهد که فرد در چرخه ای از وسواس ها و اجبارها گرفتار می شود [2] . وسواس فکری، افکار، تصاویر یا تمایلات ناخواسته و مزاحم هستند که باعث ایجاد احساسات شدید ناراحت کننده می شوند. اجبارها رفتارهایی هستند که یک فرد برای رهایی از وسواس و/یا کاهش پریشانی انجام می دهد.


اکثر مردم در مقطعی از زندگی خود افکار وسواسی و/یا رفتارهای اجباری دارند، اما این بدان معنا نیست که همه ما «مقداری OCD» داریم. برای تشخیص OCD، این چرخه وسواس و اجبار باید آنقدر شدید باشد که زمان زیادی را صرف کند (بیش از یک ساعت در روز)، باعث ناراحتی شدید شود یا مانع از انجام فعالیت‌های مهم شود. شخص برای [1] ارزش قائل است .


وسواس و اجبار دقیقا چیست؟

وسواس

وسواس فکری، تصویری یا تکانه ای است که بارها و بارها رخ می دهد و خارج از کنترل فرد احساس می شود. افراد مبتلا به OCD نمی خواهند این افکار را داشته باشند و آنها را آزاردهنده می دانند. در بیشتر موارد، افراد مبتلا به OCD متوجه می شوند که این افکار غیرمنطقی هستند. 


وسواس ها معمولاً با احساسات شدید و ناراحت کننده مانند ترس، انزجار، عدم اطمینان و شک، یا این احساس که کارها باید به روشی "درست" انجام شوند، همراه است. در زمینه OCD، وسواس زمان‌بر است و مانع از انجام فعالیت‌های مهمی می‌شود که فرد برایش ارزش قائل است. این بخش آخر بسیار مهم است که به خاطر داشته باشید زیرا تا حدی تعیین می کند که آیا فردی به جای یک ویژگی شخصیتی وسواسی، OCD - یک اختلال روانی - دارد یا خیر.


سر که مخفف اختلال وسواس فکری اجباری روی آن نوشته شده است.

این چه تفاوتی با «وسواس» دارد؟

«وسواس» یا «وسواس بودن» اصطلاحاتی هستند که معمولاً در زبان روزمره استفاده می‌شوند. این استفاده‌های معمولی‌تر از این کلمه به این معنی است که شخصی درگیر موضوعی، ایده‌ای یا حتی شخصی است. "وسواس" بودن به این معنای روزمره به این معنی نیست که یک فرد در زندگی روزمره خود مشکلاتی دارد - حتی ممکن است یک جزء لذت بخش در تجربه او از "وسواس" بودن وجود داشته باشد. به عنوان مثال، می‌توانید با آهنگ جدیدی که از رادیو می‌شنوید «وسواس» داشته باشید، اما همچنان می‌توانید با دوست خود برای شام ملاقات کنید، به موقع برای خواب آماده شوید، صبح به موقع سر کار بروید و غیره. با وجود این وسواس 


محتوای یک «وسواس» روزمره می‌تواند جدی‌تر باشد: برای مثال، هر کسی ممکن است گهگاه فکری در مورد مریض شدن یا نگرانی در مورد امنیت یکی از عزیزانش داشته باشد، یا این که آیا اشتباهی که مرتکب شده ممکن است در برخی از افراد فاجعه‌بار باشد. مسیر. در حالی که این افکار شبیه به آنچه در OCD می بینید به نظر می رسند، شخصی بدون OCD ممکن است این افکار را داشته باشد، لحظه ای نگران شود و سپس ادامه دهد.


در واقع، تحقیقات نشان داده است که اکثر مردم هر از گاهی افکار مزاحم ناخواسته دارند، اما در زمینه OCD، این افکار مزاحم اغلب به وجود می آیند و باعث ایجاد اضطراب شدید می شوند که مانع از عملکرد روزمره می شود.


وسواس های رایج در OCD [3]

وسواس آلودگی

ترس از تماس با مواد / چیزهای آلوده درک شده، مانند:

مایعات بدن (مانند ادرار، مدفوع)

میکروب ها/بیماری ها (به عنوان مثال، تبخال، HIV، COVID-19)

آلاینده های محیطی (مانند آزبست، تشعشع)

مواد شیمیایی خانگی (مانند پاک کننده ها، حلال ها، اسید باتری)

خاک

وسواس های خشونت آمیز

ترس از اقدام بر اساس انگیزه آسیب رساندن به خود

ترس از اقدام بر اساس انگیزه برای آسیب رساندن به دیگران

نگرانی بیش از حد از تصاویر خشن یا وحشتناک در ذهن فرد

وسواس مسئولیت

ترس از مسئول بودن برای اتفاقی وحشتناک (مانند آتش سوزی، سرقت، تصادف اتومبیل)

ترس از آسیب رساندن به دیگران به دلیل عدم احتیاط کافی (مثلاً انداختن چیزی روی زمین که ممکن است باعث لغزش شخص و خودش شود)

وسواس های مرتبط با کمال گرایی

نگرانی بیش از حد در مورد یکنواختی یا دقیق بودن

نگرانی بیش از حد در مورد نیاز به دانستن یا به خاطر سپردن

ترس از دست دادن یا فراموش کردن اطلاعات مهم هنگام بیرون انداختن چیزی

نگرانی بیش از حد در انجام وظایف "به طور کامل" یا "درست"

ترس از اشتباه کردن

وسواس جنسی

افکار یا تصاویر ذهنی ناخواسته مرتبط با رابطه جنسی، از جمله:

ترس از انجام یک انگیزه مرتبط با رابطه جنسی

ترس از آزار جنسی به کودکان، بستگان یا دیگران

ترس از انجام رفتارهای جنسی پرخاشگرانه نسبت به دیگران

وسواس های مذهبی/اخلاقی (دقیقت)

ترس از توهین به خدا، لعنت، و/یا نگرانی در مورد توهین به مقدسات

توجه بیش از حد به درست/ غلط یا اخلاق

وسواس های هویتی

نگرانی بیش از حد نسبت به گرایش جنسی.

توجه بیش از حد به هویت جنسی.

وسواس های دیگر

وسواس های مرتبط با رابطه (مثلاً نگرانی بیش از حد در مورد اینکه آیا شریک زندگی یکی است یا خیر، نقص ها و ویژگی های شریک زندگی)

این نوع وسواس ها می توانند حول شرکای عاشقانه، اقوام، دوستان و سایر روابط متمرکز شوند.

وسواس در مورد مرگ/هستی (مثلاً مشغولیت بیش از حد به مضامین وجودی و فلسفی، مانند مرگ، جهان، و نقش فرد در "طرح بزرگ".

وسواس های رویداد واقعی/حافظه کاذب (مثلاً نگرانی بیش از حد در مورد چیزهایی که در گذشته اتفاق افتاده و تأثیراتی که ممکن است داشته باشند)

وسواس آلودگی عاطفی (به عنوان مثال، ترس از "گرفتن" ویژگی های شخصیتی یا ویژگی های شخصی افراد دیگر)


اجبارها رفتارها یا افکار تکراری هستند که فرد به قصد خنثی کردن، مقابله با یا از بین بردن وسواس های خود استفاده می کند. افراد مبتلا به OCD متوجه می شوند که این تنها یک راه حل موقتی است، اما بدون راه حل بهتری برای مقابله، با این وجود بر اجبارها تکیه می کنند. اجبار همچنین می تواند شامل اجتناب از موقعیت هایی باشد که باعث ایجاد وسواس می شود. آنها زمان بر هستند و مانع از انجام فعالیت های مهمی می شوند که فرد برای آنها ارزش قائل است.


نگاهی به ذهن OCD.

اجبار در مقابل تشریفات

مانند وسواس، همه رفتارهای تکراری یا "آیین" اجبار نیستند. این به عملکرد و زمینه رفتار بستگی دارد. به عنوان مثال، روال های قبل از خواب، اعمال مذهبی و یادگیری یک مهارت جدید، همگی مستلزم سطحی از تکرار یک فعالیت هستند، اما معمولاً بخشی مثبت و کاربردی از زندگی روزمره هستند. به همین ترتیب، تنظیم و سفارش کتاب به مدت هشت ساعت در روز، اگر فرد در کتابخانه کار کند، اجباری نیست. 


احساسات مرتبط با یک رفتار نیز نشان دهنده اجباری بودن آن است. اگر شما فقط یک مشتاق جزئیات هستید یا دوست دارید چیزها را مرتب بچینید، ممکن است این چیزها را رفتارهای "اجباری" در نظر بگیرید، اما این لزوماً به این معنی نیست که آنها علائم OCD هستند. در این موارد، "اجباری" به یک ویژگی شخصیتی یا چیزی در مورد خود اشاره دارد که واقعاً ترجیح می دهید یا دوست دارید. در بیشتر موارد، افراد مبتلا به OCD احساس می‌کنند که درگیر رفتارهای اجباری هستند و ترجیح می‌دهند این اعمال وقت‌گیر و اغلب عذاب‌آور را انجام ندهند . افراد مبتلا به OCD به جای اینکه منبع لذت باشند، اجبار را انجام می دهند، زیرا معتقدند این مراسم برای جلوگیری از پیامدهای منفی و/یا برای فرار یا کاهش اضطراب یا وجود وسواس ضروری است.


اجبارهای رایج در OCD [4]

شستشو و نظافت

شستن بیش از حد دست ها یا به روشی خاص

دوش گرفتن زیاد، حمام کردن، مسواک زدن، نظافت یا توالت کردن

تمیز کردن بیش از حد وسایل منزل یا سایر اشیاء

انجام کارهای دیگر برای جلوگیری یا حذف تماس با آلاینده ها

بررسی اینکه:

شما به دیگران آسیب نرسانید/نخواهید کرد

شما به خودتان آسیبی نرسانید/نخواهید کرد

هیچ اتفاق وحشتناکی نیفتاد

شما اشتباه نکردید

برخی از قسمت های وضعیت فیزیکی یا بدن شما

تکرار شونده:

فعالیت های معمولی (مانند ورود یا بیرون رفتن از در، بلند شدن یا پایین آمدن از روی صندلی)

حرکات بدن (مانند ضربه زدن، لمس کردن، پلک زدن)

فعالیت‌های «چندگانه» (مثلاً انجام یک کار سه بار زیرا سه عدد «خوب»، «درست»، «ایمن» است)

اجبارهای ذهنی

بررسی ذهنی رویدادها برای جلوگیری از آسیب (به خود دیگران، برای جلوگیری از عواقب وحشتناک)

دعا برای جلوگیری از آسیب (به خود دیگران، برای جلوگیری از عواقب وحشتناک)

شمارش در حین انجام یک کار برای پایان دادن به عدد "خوب"، "درست" یا "ایمن".

"لغو" یا "لغو" (مثال: جایگزینی کلمه "بد" با کلمه "خوب" برای لغو آن)

دیگر اجبارها

مرتب کردن چیزها یا مرتب کردن چیزها تا زمانی که "احساس درستی داشته باشد"

گفتن، درخواست یا اعتراف برای اطمینان خاطر

اجتناب از موقعیت هایی که ممکن است وسواس شما را تحریک کند


علل ocd:


تجربیات شخصی و OCD

برخی از نظریه ها نشان می دهند که OCD ناشی از تجربه شخصی است. مثلا:


اگر تجربه‌ای دردناک در دوران کودکی داشته‌اید ، یا متحمل ضربه روحی، سوء استفاده، تبعیض یا قلدری شده‌اید ، ممکن است یاد بگیرید که از وسواس‌ها و اجبارها برای مقابله با اضطراب استفاده کنید.

اگر والدین شما اضطراب های مشابهی داشتند و رفتارهای اجباری مشابهی از خود نشان می دادند، ممکن است رفتارهای OCD را به عنوان یک تکنیک مقابله ای یاد گرفته باشید.

اضطراب یا استرس مداوم می تواند OCD را تحریک کند یا مدیریت آن را دشوارتر کند.

بارداری یا زایمان گاهی اوقات می تواند باعث OCD پری ناتال شود. درباره OCD پری ناتال بیشتر بخوانید .

عوامل بیولوژیکی و OCD

برخی از نظریه‌ها نشان می‌دهند که OCD ممکن است ناشی از چیزی فیزیکی در بدن یا مغز ما باشد. گاهی اوقات به این عوامل بیولوژیکی می گویند.


برخی از نظریه های بیولوژیکی نشان می دهد که کمبود سروتونین شیمیایی مغز ممکن است در OCD نقش داشته باشد. با این حال، مشخص نیست که آیا این یک علت یا معلول این وضعیت است.


مطالعات همچنین عوامل ژنتیکی و اینکه چگونه بخش‌های مختلف مغز ممکن است در ایجاد OCD نقش داشته باشند را مورد بررسی قرار داده‌اند. اما آنها هیچ چیز قطعی پیدا نکرده اند.



رویکردهای روانکاوی به OCD


فروید زیگموند

OCD برای تفکر روانکاوانه بسیار مهم بوده است و این اختلال به دنبال توسعه نظریه روانکاوی در طول زمان بارها تغییر کرده و مورد بازبینی قرار گرفته است. 


فروید مقالات متعددی در مورد این اختلال نوشته است که مهمترین آنها عبارتند از: "روانهای عصبی دفاعی" منتشر شده در سال 1894، و پس از آن مطالعه موردی "مرد موش صحرایی" در "یادداشت هایی در مورد یک مورد از روان رنجوری وسواسی" منتشر شده است. در 1909 و "مهارها، علائم و اضطراب" منتشر شده در 1926.


فروید در اولین مقاله خود، شباهتی بین هیستری و روان رنجوری وسواسی جبری ترسیم می کند و نشان می دهد که هر دو اختلال ناشی از تجربیات جنسی خاص دوران کودکی است که منجر به یک مکانیسم دفاعی برای سرکوب برخی از افکار ناکارآمد منفی شده است. 


با این حال، او روان رنجوری وسواسی را از هیستری نیز متمایز می کند و معتقد است که تفاوت اصلی بین این دو به لذتی بستگی دارد که کودک در برخی از تجربه های جنسی در دوران کودکی دریافت کرده است. او فکر می کند که روان رنجوری وسواسی با لذتی که کودک در طول تجربه جنسی دوران کودکی می گیرد مشخص می شود، در حالی که در مورد هیستری، تجربه جنسی کودکی "منفعل" بوده است. بنابراین، برای فروید، درمان شامل «برگرداندن توجه بیماران به ایده‌های جنسی سرکوب‌شده، علی‌رغم همه اعتراض‌هایشان» (فروید، 1894) در تلاش برای مقابله با دفاع ثانویه از «بازگشت سرکوب‌شدگان» است. .


بعداً، فروید نظر خود را در مورد منشأ روان رنجوری وسواسی تغییر می دهد و متوجه می شود که خاطرات مراجعان در واقع خیال پردازی هستند. جالب است که اخیراً تحقیقات گسترده ای در مورد کودک آزاری صورت گرفته است که ممکن است ما را ترغیب کند که اولین هیدرولیک ذهن فروید را با دیدی جدید ببینیم. سوء استفاده جنسی در دوران کودکی و آسیب های جسمی اغلب در مراجعین مبتلا به OCD دیده می شود، اما هنوز ادبیات بسیار کمی برای بررسی این پیوند وجود دارد. 


در «مرد موش صحرایی»، مهم ترین مقاله فروید در مورد روان رنجوری وسواسی، او توضیح می دهد که احساس تنفر ناخودآگاه و انگیزه های سادیستی تا چه حد در این اختلال فراگیر است: «در موارد تنفر ناخودآگاه، که ما به آن توجه داریم، مؤلفه های سادیستی عشق. به طور استثنایی به شدت توسعه یافته اند و در نتیجه تحت سرکوبی زودرس و بیش از حد کامل قرار گرفته اند و ... پدیده های روان رنجور ... از یک طرف از احساسات آگاهانه محبت ناشی می شوند ... و از طرف دیگر از سادیسم که در ناخودآگاه به شکل تداوم می یابد. نفرت» (فروید، 1909، ص 202).


او همچنین گزارش بسیار دقیق و رویایی از پدیدارشناسی OCD ارائه می دهد. جالب است که تحقیقات معاصر با موفقیت ارتباط بین OCD و پرخاشگری را مورد بررسی قرار داده اند و به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از بیماران OCD در دوران کودکی آزار جسمی یا جنسی را تجربه کرده اند. 


از نظر فروید، ویژگی های اصلی روان رنجوری وسواسی بازگشت قهقرایی به مرحله مقعدی و وجود انگیزه های لیبیدینال سادیستی است. جالب و جالب است که ساختارهای نظری معاصر OCD توصیف می کنند که شناخت ها در OCD ارتباط نزدیکی با خاک و ترس از آلودگی دارند، اما در سطح تحت اللفظی تر. 


فروید در زمان سومین مقاله اصلی خود در مورد روان رنجوری وسواسی "بازداری ها، علائم و اضطراب" رویکرد مفهومی خود را به مدل ساختاری ذهن به روز کرده بود. از این رو، او در مورد اهمیت عمده ایگو و سوپر ایگو در شکل گیری روان رنجوری وسواسی صحبت می کند و توضیح می دهد که ایگو به عنوان دفاعی در برابر خواسته های لیبیدینی عقده ادیپ به مرحله سادیستی-مقعدی پس می رود. به طور استثنایی شدید و نامهربان می شود و ایگو در اطاعت از فوق ایگو، تشکل های واکنشی قوی به شکل وظیفه شناسی، ترحم و پاکی ایجاد می کند.


کارل آبراهام

مقاله کارل آبراهام در سال 1921 با عنوان "مشارکت در نظریه شخصیت مقعدی" از مفاهیم فروید در مورد آنالیت استفاده می کند و به سه گانه شخصیت مقعدی نظم، صرفه جویی و سرسختی باز می گردد (فروید، 1908). مانند فروید، آبراهام سازمان لیبیدینال مقعدی را هم زمینه ساز شکل گیری علائم (نوروزیس وسواسی) و هم نوع شخصیت (سه گانه مقعدی) می بیند - با این تفاوت که در شخصیت مقعدی هیچ شکست سرکوب و بازگشتی وجود ندارد. سرکوب شده (فروید، 1913).


آبراهام فرضیه‌ای را مطرح می‌کند که وقتی پاکیزگی یا سایر وظایف خیلی زود از سوی والدین مطالبه می‌شود، ممکن است بین نگرش آگاهانه تسلیم و تمایل ناخودآگاه برای انتقام‌جویی درگیری ایجاد شود. این بیماران دارای ویژگی هایی هستند مانند اینکه مجبورند همه کارها را خودشان انجام دهند، زیرا هیچ کس دیگری نمی تواند آن را انجام دهد، فهرست کردن و ثبت همه چیز، دادن رضایت در مقادیر کم و ناکافی و تأکید بیش از حد بر مالکیت. 


در حالی که ممکن است استدلال آبراهام مبنی بر اینکه همه این صفات به اصطلاح مقعدی گناه مشابهی دارند، نگرش مراجع به مدفوع و دفع مدفوع مورد تردید قرار گیرد، توصیف او از این مراجعان سهم مهم دیگری در پدیدارشناسی بالینی موجودیتی است که در حال حاضر به عنوان OCD شناخته می شود.


آنا فروید

آنا فروید مقاله مهمی را در سال 1966 با عنوان «نوروزیس وسواسی» می نویسد که در بیست و چهارمین کنگره بین المللی روان- تحلیلی ارائه شد. او با دیدگاه خودش درباره روان رنجوری وسواسی شروع می کند، اما دیدگاه های او به طور قابل توجهی از دیدگاه پدرش پیروی می کند، به ویژه در مورد اهمیت مکانیسم های دفاعی و رفتار مبتنی بر هویت. 


آنچه مقاله آنا را از آثار پدرش متمایز می کند، اشاره های او به برخی محدودیت های چارچوب روانکاوانه در مورد روان رنجوری وسواسی و این واقعیت است که او این حس را القا می کند که ممکن است مدل های روانشناختی دیگری برای پیشرفت در درمان این اختلال ضروری باشد. او همچنین در مورد نقش روشنفکری به عنوان یک مکانیسم دفاعی و همچنین پیوندهای جالب بین روابط ابژه ناموفق و تشدید آنالیته صحبت می کند.


آنا فروید همچنین به تعدادی از کانون های جدید، مانند تحولات روانشناسی ایگو اشاره می کند. برای مثال، او خاطرنشان می‌کند که گسترش ابزارهای دفاعی برای شامل کردن «عملکرد روزمره نفس» مانند ادراک، تفکر، انتزاع، و مفهوم‌سازی... نشان‌دهنده تلاشی برای پذیرفتن منطقه درگیری و همچنین منطقه عاری از درگیری از عملکرد فرآیند ثانویه است. . (1966، ص 81). او همچنین تعدادی فرضیه و فرمول جالب را پیشنهاد می‌کند، برای مثال اشاره می‌کند که «در هیستری، بدن طوری رفتار می‌کند که انگار به تنهایی، ذهن در روان‌رنجوری وسواسی نیز همین کار را می‌کند» (1966، ص 83).


پیتر سیفنئوس

پیتر سیفنئوس (1966) استدلال کرده است که بسیاری از مراجعان به درمان روان پویشی مختصر پاسخ می دهند. او همچنین همین دیدگاه را در مورد OCD به کار می‌برد و استدلال می‌کند که گاهی اوقات عوامل محیطی، مانند انتقاد از یک مقام، به عنوان محرک عمل می‌کنند و در نتیجه از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کنند که ناموفق هستند. او معیارهای متعددی را برای انتخاب مراجعین برای چنین درمانی کوتاه بیان می کند، مانند عدم وجود مزمن بودن و شروع حاد علائم OCD در یک فرد سازگار با بحران عاطفی و سیال بودن کلی دفاع های مورد استفاده. تکنیک های او برای درمان شامل استفاده از انتقال مثبت، تمرکز بر تعارضات حل نشده، اجتناب از ایجاد روان رنجوری انتقالی و غیره است. این دیدگاه جالبی است، به ویژه اینکه توجه زیادی به پدیده OCD حاد نشده است.


لئونارد سالزمن

روانکاو لئونارد سالزمن در کتاب خود با عنوان «درمان شخصیت وسواسی» که در سال 1968 منتشر شد، سهم مهمی در عملکرد درمانی کنونی برای درمان اختلالات وسواسی ارائه می‌کند. مسائل کنترل


کتاب او هنوز هم امروز به عملکرد روان درمانی مرتبط است، زیرا او عمیقاً در مورد مشکلاتی که در کار با بیماران OCD مواجه می شوند صحبت می کند، که تمایل به درمان مقاومت دارند: «وظیفه اساسی در درمان اختلالات وسواس فکری اجباری، انتقال بینش است.. بدون گرفتار شدن در طناب کشی وسواسی» (سالزمن، 1968، ص121)، و چگونه درمان می تواند به «مبارزه برای کنترل و موقعیت» با جنگ مشتری OCD تبدیل شود (سالزمن، 1968، ص122). توصیه او به درمانگر این است که انعطاف پذیر باقی بماند در حالی که هنوز مرزهای محکمی دارد، در اینجا و اکنون کار کند و از احساسات خود در برابر انتقال آگاه باشد، به ویژه کسانی که در اطراف ناتوانی و عدم اطمینان هستند.

 

شعر "شاعرانه ای خسته"

  شاعرانه ای خسته در تلاطم امواج بی انتهای معصوم و من این عدم را از چشمان گریان شب خواندم و من این عدم را از زیبایی گل ها دانستم و از هیاهوی...